آخرین مطالب انجمن علمی پردیس کوروش کبیر | |
- ویترای یا هنر نقاشی بر روی شیشه
- ۱۰ واقعیت شگفت آور و عجیب و غریب درباره موش ها + عکس
- ما کی هستیم؟؟ما.زنیم......(انتی ریکا)!!!!
- خانه احمدینژاد در «نارمک» کوبیده شد!
- وزارت خزانهداری آمریکا نام ۲۰ شخص و شرکت را به لیست تحریمهای ایران افزود+ جزییات
- فال بسیار جالب عطسه در ایام هفته
- طالع بینی ماه های ازدواج شما..-/../-
- دوستی هایی که از نان شب واجب تر است!
- ماندگارترین پدران سینمایی
- افسردگی پس از ازدواج
- زنان در روابط چگونه به خودشان ضربه ميزنند؟
- بسیار جالب
- مامانی،بابایی،خدا یعنی کی؟یعنی چی؟
- ترمیم زندگی در کمترین زمان
- ()() صنــــدلی داغ با حضور saibot (کاربر ویژه انجمن) ()()
- سخت گيري در روز امتحان ممنوع / اين شيوه جواب نمي دهد
- مبارزه با استرس، با خواب بعدازظهر
- مزرعه اناناس را تا به حال دیدین؟؟؟؟؟؟
- یه جـاهای قشنـگی تو زنـدگی هـست ... زیبا و خواندنی ... از دست ندین ..
- افراد شاد، موفق ترین ها در محیط کار
- جملاتی الهام بخش در زندگی عاشقانه و جاودانه ...... بسیار زیبا
- بچه که بودیم..........
- اینجا ایران است / ممنوعیت های عجیب و خنده دار
- انتخابات آزاد راه حل بهتر اداره شدن کشور
- شما اسم اینو چی میزارید...!
- بخشیده شدن یک اعدامی در حین اعدام+عکس
- تفاوت نگاه
- لطیفه های مخصوص روزهای امتحان
- باغ موزه دفاع مقدس همدان
- اخبار انتخابات ریاست جمهوری
- آنــان كــه دولتی را محمل ریا كنند... آيـا بـُـوَد كـه چند سالی ما را رها كنند!؟
- گر تو افلاطون و لقمانی به علم.... من به یک دیدار نادانت کنم!
- جای آن است که خون موج زند در دل من...زین تغابن که مخبر شکند بازارم!
- جاسبی که دانشجو می گرفت همه عمر..دیدی که چگونه دانشجو جاسبی بگرفت؟!
- برو به کار خود ای عادل این چه فریاد است...مرا فتاد فشار خون، تو را چه افتاده است!!
- دید حامد کارگردانی را به خواب...کو همیگفتی که کو بازیگری چون ماهتاب؟
- آن والده مرحوم هوگو چاوزِ شهید!... آن زنی که نزدیکتر از او به رئیس کابینه کس ندید!!
- زورگیران سابقهدار را شناسایی کنید/ عکس
- روزهاي پاياني پروژه طبقاتی بزرگراه صدر
- دریاچه الندان
- آن پیر دختر باهوش... آن که همکار بود با هر دو تا بوش!!
- اشكنان فارس لرزيد
- دومین سرقت جواهرات در جشنواره کن
- آن داراي لیسانس از دانشگاه بهشتی تهران... آن كه تحسين شد در فيلم مهمان مامان!!
- آن آكتور سریال سرزمین کهن..آنکه يك پايش در ايران بود،يك پايش در لندن!
| ویترای یا هنر نقاشی بر روی شیشه Posted: 24 May 2013 01:43 PM PDT ویترای یا هنر نقاشی بر روی شیشه مجموعه: هنرهای دستی و ترسیمی ![]() ویترای یا هنر نقاشی بر روی شیشه تزئین ظروف شیشهای با رنگ و نقاشی هنری است كه قرنها در میان ملل مختلف محبوبیت داشته است و آثار متعدد و متنوعی از این هنر را میتوان در موزههای نقاط مختلف جهان یافت. گذشته از ظروف شیشهای شكیل با نقاشیهای حرفهای و یا كنده كاریهای پیچیده و ظریف كه از گذشتههای دور تا حال توسط هنرمندان چیره دست در این رشته آفریده شده گاه ایجاد طرحها و حتی خطوط ساده رنگی نیز میتوانند ظروف شیشهای بسیار ساده را به ظروفی زیبا و چشمگیر تبدیل كنند. آراستن بطریها، لیوانها و ظروف شیشهای و همچنین آینههای كوچك و بزرگ با نقاشیهای ساده كاری بسیار ساده است كه با یادگیری چند تكنیك ساده میتوانید ظرف چند ساعت در منزل انجام دهید. برای نقاشی روی شیشه كه آن را ویترای نیز مینامیم، نیاز به وسایل متعدد و خاص نیست بلكه با مقداری رنگ مخصوص ویترای یا كار بر روی شیشه و وسایل متداولی مانند قلم مو و اسفنج میتوانید ظروف شیشهای بسیار معمولی و حتی كم ارزش مثل بطریها و شیشههای محتوی سس، مربا و آبلیمو را به ظروف زینتی و منحصر به فردی تبدیل كنید. برای انتخاب ظرف مناسب در ابتدا ظروف كم قیمتی را جست وجو كنید كه از شكل خاص و ویژهای برخوردارند. ![]() برای یافتن چنین ظرفی این بار كه برای خرید مایحتاج منزل به سوپرماركت میروید، به شكل ظاهری ظرف انواع مربا، ترشی، سس، آبلیمو، سركه، روغن و خلاصه هر آنچه در لیست خرید شما وجود دارد، توجه كنید و ظروفی را كه برای آراستن با رنگ و نقاشی مناسب ترند انتخاب نمایید. پس از خالی كردن ظرف آن را خوب بشویید. برای پاك كردن سطح شیشه از هرگونه چربی میتوانید با یك قطعه پنبه آغشته به تربانتین آن را تمیز كنید. اگر برچسب روی شیشه به راحتی جدا نمیشود، آن را با آب داغ خیس كنید و پس از برداشتن كاغذ برای پاك كردن باقی مانده اثر چسب از روی شیشه از یك پنبه آغشته به آستون استفاده كنید. برای نقاشی بر روی شیشه رنگهای مخصوص شیشه در بازار موجود است. این رنگها را میتوان به سه گروه تقسیم كرد. گروه اول رنگهای محلول در آب هستند. این رنگها نیازی به حرارت دیدن در كوره ندارند. این رنگها به ویژه برای نقاشی بر روی وسایلی مانند آینه كه نیاز به شستوشو ندارند، مناسبتر هستند. رنگهای محلول در آب همچنین برای بچهها ایدهآل هستند. با این رنگها كودكان شما میتوانند بدون نگرانی از این رنگها برای نقاشی روی وسایل شیشهای استفاده كنند. گروه دوم رنگهای مخصوص شیشه هستند كه باید در كوره حرارت ببینند. این رنگها باید حدود ۳۰ دقیقه در دمای ۲۰۰ درجه سانتیگراد پخته شوند و پس از پخت ثابت شده و قابل شست وشو خواهند بود. ![]() رنگهای گروه سوم رنگهای محلول در تینر هستند كه اغلب شفاف بوده و بدون حرارت دیدن در كوره نیز میتوان ظروف رنگ آمیزی شده با آنها را با دقت و احتیاط شست. علاوه بر رنگ از خمیر ویترای نیز میتوان برای ایجاد طرحهای خطی برجسته و یا خطوط مرزی طرحهای رنگی استفاده كرد. این خمیرها امروزه به صورت آماده در تیوبهایی با سر باریك و مناسب برای رسم خطوط باریك از فروشگاههای عرضه كننده لوازم هنری قابل تهیه هستند. اما میتوانید این خمیر را با پودر مل و چسب چوب نیز تهیه كنید و آن را با قیفهایی كه از سلفون درست میكنید، مورد استفاده قرار دهید. روشهای متنوعی برای رنگ آمیزی شیشه وجود دارد. برای انتقال طرح بر روی شیشه میتوانید به آسانی آن را زیر شیشه قرار دهید و در صورتی كه قابل دسترسی باشد با چند قطعه چسب در جای خود ثابت كنید. اگر ظرف شما فرمی مانند یك بطری دارد و نمی توانید طرح را در داخل آن بچسبانید، كافی است آن را لوله كرده و در بطری قرار دهید. سپس داخل بطری را با لپه، عدس و یا موادی از این قبیل پر كنید تا طرحی بی حركت و چسبیده به شیشه باقی بماند. برای رنگ كردن طرحها علاوه بر استفاده از قلم مو از یك قطعه اسفنج نیز میتوانید بهره بگیرید. اسفنج را به كمی رنگ آغشته كنید و با ضربات ملایم رنگ را روی شیشه بزنید تا پوشش كافی را ایجاد كند. یكی دیگر از تكنیكهایی كه برای اجرای طرحهای رنگی روی شیشه استفاده میشود، تكنیك استنسیل است. برای این منظور استنسیل طرح مورد نظر را با كاغذ درست كنید و آن را روی شیشه بچسبانید. سپس با یك قطعه اسفنج آغشته به رنگ قسمتهای خالی آن را رنگ كنید. برای تزئین انواع ظروف شیشهای از چسباندن انواع سنگهای زینتی، نگینها و همچون مهرههای شیشهای تخت نیز بهره میگیرند. | |
| ۱۰ واقعیت شگفت آور و عجیب و غریب درباره موش ها + عکس Posted: 24 May 2013 01:24 PM PDT اما در ادامه مطلب ۱۰ عنوان جالب توجه در مورد این موجود را میخوانید که تا حد زیادی متفاوت است. ۱ – اگر چه گونه های بسیار مختلف از موش وجود دارد، اما یکی از انواع بسیار مشهور آن موش قهوه ای یا نروژی است. به احتمال زیاد منشاء این موجود چین بوده است که بزرگترین نمونه آن می تواند حدود ۱ کیلو به بالا وزن داشته باشد. این موشها مانند طاعون تقریبا در همه جای جهان با جمعیتی از چند صد هزار تا چند صد میلیون به جز مناطقی از قطب شمال و جنوب وجود دارند. ۲ – موش سیاه و بدریخت مناطق استوایی را که بعضی ها آنرا به انواع دیگر آن ترجیح میدهند زمانی گونه غالب در اروپا بود. این موش همانا ناقل طاعون سیاه بود. ککی که بر روی بدن این موشها زندگی می کرد، عامل انتقال آفات باکتری های یرسینیا به میلیون ها نفر از قربانیان بی خبر طاعون بود ه است. موش های سیاه و سفید کوهنوردان بسیار عالی هستند و ثابت کرده اند که به زهر بسیاری از گونه های حیوانات زهر دار سراسر جهان واکسینه هستند. آنها به خصوص در نیوزیلند بسیار زیاد هستند. آنها برخلاف همتایان قهوه ای خود آنها تمایل دارند سریع به مانند یک انفجار جمعیت خود را بزرگ و بزرگتر کنند. ۳ – این تقریبا غیر ممکن است که به طور کامل خانه شما ضد موش ساخته شده باشد. آنها می توانند به راحتی از طریق هر دهانه کوچکی به قطر یک چهارم بدنشان وارد محیط شوند. با توجه به مقیاسه های انجام شده سختی دندان موش سخت تر از آهن یا فولاد است و و می تواند به راحتی قادر هر چیزی را گاز بگیرد. هنگامی که آنها به خانه حمله میکنند، گرفتن آنها بسیار دشوار است چون موش باهوش است. تله های موش که غالبا به عنوان سلاح برای مقابله با موشها ساخته شده اند برای حیوانات خانگی و بچه ها خطرناک هستند و به همین علت آنها هنوز هم جولان میدهند. ![]() ۴ – توکسو پلاسما گوندی انگل تک یاخته ای که به طور کامل در چرخه عمر یک گربه و در بدن این موجود وجود دارد. گربه ها با استفاده از این انگل به باروری و ادامه نسل میرسند. اما همین انگل اگر درون بدن یک میزبان موذی مانند موش که آلوده هم هست وارد شود تغییرات عجیب و غریبی در مغز حیوان به وجود میاورد و در نهایت منجر به مرگ آن میشود. توکسوپلاسموز در بدن ۱/۳ از جمعیت جهان وجود دارد. بعضا کشنده و خطرناک است. به خصوص برای افرادی که سیستم ایمنی ضعیفی دارند و زنان باردار. توکسوپلاسموز به بسیاری از بیماری های دیگر، از جمله اسکیزوفرنی ارتباط دارد. ۵ – اما گسترش موش ها در سراسر جهان به طور کامل شامل انواع خوش شانسی های محیطی است. آنها می توانند خودشان را بدون مشکل زیادی با محیط های مختلف منطبق کنند. موش می تواند مانند یک شتر بی آبی را تحمل کند. بدن بسیار مقاومی در برابر سقوط از ارتفاع دارند. آنها می توانند مقدار زیادی در برابر اشعه های مختلف دوام بیاورند. زنده ماندن و شنا کردن در طول نیم مایل از دیگر توانایی های این موجود عجیب است. در طول نسل ها، آنها نسبت به سموم مختلف مصونیت خاصی بدست آورده اند. ۶ – در حالی که برخی گربه های خانگی ممکن است تا حد زیادی توانایی شکار موش را از دست داده باشند، هنوز هم بسیاری از موجودات دیگر وجود دارند که موش به عنوان یک جزء اصلی از رژیم غذایی آنها به حساب میاید. جغدها و بازها، مارها، اعضای خانواده راسو و بسیاری از شکارچیان بزرگ عاشق خوردن موش هستند. بعضی از نژاد های سگ نیز در شکار کردن موشها تبحر خاصی دارند. حتی انسانها هم در بعضی نقاط جهان مانند آفریقا و آسیای جنوب شرقی موش را به عنوان یک غذای لذیذ نوش جان میکنند. در حالی که ممکن است در بعضی از نقاط هند این موجود مورد پرستش قرار بگیرد در جای دیگری به عنوان غذا مصرف میشود. ۷ – بسیاری از کشفیات دنیای پزشکی بر اساس آزمایش هایی است که بر روی این موجودات کوچک انجام میگیرد. با دستکاری ژنتیکی در بعضی از نژادهای مختلف آنها را برای استفاده در شناخت داروها و مراحل درمان بیماری هایی مانند دیابت و البته مشکلات ناشی از چاقی و … استفاده میکنند. به تازگی از موش در مهندسی ژنتیک برای ساخت بافت، پوست و غضروف استفاده شده است که این بحث بسیار جنجال برانگیز شده است. ۸ – برای کسانی که از جوندگان میترسند، موش صحرایی های گامبیا مظهری از رعب و وحشت مطلق خواهد بود. شباهت ظاهری این موش به موش صحرایی نروژ شاید اشتباه برانگیز باشد اما ، نسخه گامبیایی این حیوان میتواند تا۷ کیلو گرم رشد کند. در آفریقا بومی این سرزمین، موش را به عنوان گوشت بیشه زار میخورند اما ماهیت هوشمند و سربزیر این حیوان منجر شده است تا برای شناسایی مین های زمینی مورد استفاده قرار گیرد. با وجود ظاهر نامطلوب آن، موش صحرایی غول پیکر در واقع کاملا دوستانه است و مواردی میتواند به عنوان یک حیوان خانگی عجیب و غریب مورد استفاده قرار گیرد. ![]() ۹ – یک جفت موش می تواند در ۵ زایمان ۷-۱۵ نوزاد در یک سال بدنیا بیاورد و همین نوزادان در حدود ۵ هفته ای که باشند خودشان بارور می شوند. در یک محیط خلاء ، یک جفت موش از لحاظ نظری می توانند صدها هزار و یا شاید میلیون ها فرزندان در یک سال تولید کنند. باید خدارا شکر کرد که در شرایط عادی میزان مرگ و میر نوزادان موشها حدود ۹۵ درصد در ابتدای دوران زندیگیشان است. ۱۰ – اما دهمین موضوع جالب درباره موشها اتفاقی است تحت عنوان موش پادشاه که شاید یک اتفاق عجیب و غریب باشد. در جایی موش های بسیاری از دم به هم میچسبند و در نهایت دمهای آنها به هم تنیده میشود. چند نمونه از این اتفاق در قرون وسطی یافت شده است گرچه اشکالات و شبهات زیادی در این مورد وجود دارد. بزرگترین پادشاه موش شناخته شده، یک خوشه متشکل از ۳۲ سر موش سیاه صحرایی مومیایی شده در یک شومینه میلر در Buchheim، آلمان به سال ۱۸۲۸ که می توان آن را بر روی صفحه نمایش در موزه Mauritianum در Altenburg، آلمان دید. از لحاظ تاریخی، موش پادشاه به عنوان یک فال وحشتناک در ارتباط با مرگ و بیماری دیده میشود. | |
| ما کی هستیم؟؟ما.زنیم......(انتی ریکا)!!!! Posted: 24 May 2013 01:17 PM PDT نقل قول:
:a (4)::a (4)::a (4): | |
| خانه احمدینژاد در «نارمک» کوبیده شد! Posted: 24 May 2013 12:57 PM PDT پیژامه 14هزارتومانی مرد جوان شلوار جین بهپایی روبهروی یکی از مغازههای خیابان «سمنگان» ایستاده است؛ بحث انتخابات که پیش کشیده میشود، میگوید: «یعنی میفرمایید دوباره برویم رای دهیم؟» چند دقیقه که بحث ادامه پیدا میکند، میگوید: «خیلی معذرت میخواهم اما فکر نمیکنی این طرز فکر یک کم سادهلوحانه باشد؟» همسایه بغلی که کنارش ایستاده بود، از وقتی که بحث انتخابات پیش کشیده شد، رفت داخل مغازه و به بقیه همسایهها با اشاره میگفت: «از روزنامه آمدهاند اینجا و درباره انتخابات میپرسند.» کاسبهای خیابان «سمنگان» مثل هر محله دیگری، بازار کسادی دارند و بسیاری از آنها، مسوول این کسادی را احمدینژاد میدانند. البته او موافقانی هم دارد . در مجموع، نمیتوان گفت که مجاورت با احمدینژاد، تاثیر معناداری در اختلاف نظر ساکنان حوالی میدان 72 نارمک، با بقیه شهروندان مناطق مرکزی تهران درباره سیاستهای او ایجاد کرده است. حتی پیرمردهایی که روی یکی از میزهای شطرنج میدان 73 – در شمال میدان 72 – تختهنرد بازی میکنند و چند میز آن سوتر، پیرزنانی که گروهی سبزی پاک میکنند، نظری مانند بقیه مردم دارند؛ یکی میگوید: «به کسی که طرفداریش را میکند رای میدهم؛ به مشایی.» یکی میگوید: «اصلا رای نمیدهم.» یکی دیگر هم میگوید: «به کسی رای میدهم که کمی عاقلتر باشد، پول نفت را هدر ندهد و این همه گرانی درست نکند.» روی دیوار یکی از خانههای میدان 72، یک آگهی چسبانده شده است: «کابینت بدنه MDF با درب ترک و صفحه کابینتی آلمانی، فقط متری 490هزارتومان.» کار از کابینت گذشته و به همه چیز حتی زیرشلواری هم رسیده است. یکی از مغازههای خیابان سمنگان، روبهروی مسجد جامع نارمک که پیراهنهایش 34 تا 54هزارتومان قیمت دارد، زیرشلواری چارخانه چینی میفروشد: «اینها 14هزارتومان است که تترون خودمان است. البته تترون چینی هم داریم، 12هزارتومان.» قیمتهای این محله همان است که در همه جای تهران دیده میشود: کباب کوبیده مخصوص سیخی دوهزارو500تومان، موز کیلویی چهارهزارو650تومان، تخممرغ شانهای هفتهزارو500تومان، پسته کلهقوچی کیلویی 49 تا 55هزارتومان، لپه باز کیلویی پنجهزارو500تومان و لوبیاچیتی 9هزارو500تومان. همین قیمتهای بالاست که باعث شده اقتصاد در این دوره از انتخابات ریاستجمهوری، نقش مهمی بازی کند حتی برای ثبتنام در اعتکاف در مسجد جامع نارمک هم باید علاوه بر کپی شناسنامه و یک قطعه عکس، 30هزارتومان به دفتر مسجد پرداخت. گشتن در مغازههای محله احمدینژاد، به معنی دیدن قیمتهای بالا و حرصخوردن است. پدر و مادرهایی که سر ظهر، فرزندانشان را از مدرسه بازمیگردانند، علاقهای ندارند به جز برای خرید احتیاجات ضروری، پشت ویترینها بایستند. شاید بهترین راه این باشد که برای تمدد اعصاب، مقداری «گل گاوزبان» از عطاری نزدیک به انتهای خیابان سمنگان خرید و وارد خیابان «گلبرگ» شد و پی کار خود رفت. عطاری میگوید: «گل گاوزبان کیلویی 130هزارتومان است. بسته 50گرمیاش میشود شش و نیم.» با این اوصاف یک فنجان «گل گاوزبان» حدود هزارتومان آب میخورد./روزنامه شرق | |
| وزارت خزانهداری آمریکا نام ۲۰ شخص و شرکت را به لیست تحریمهای ایران افزود+ جزییات Posted: 24 May 2013 12:48 PM PDT وزارت خزانهداری آمریکا نام ۲۰ شخص و شرکت را به لیست تحریمهای ایران افزود+ جزییات مجموعه: اخبار سیاسی و اجتماعیتاریخ انتشار : جمعه, 03 خرداد 1392 17:29 تلاش بیوقفه آمریکا برای اعمال فشار به ایران وزارت خزانهداری آمریکا نام ۲۰ شخص و شرکت را به لیست تحریمهای ایران افزود پس از تلاش سنا و کمیتهای از مجلس نمایندگان آمریکا برای تنگ کردن عرصه بر ایران، وزارت خزانهداری آمریکا نیز نام ۲۰ شرکت و افرادی را که مدعی است نقش مهمی در پیشبرد برنامه هستهای ایران دارند، در لیست تحریم قرار داد. ![]() به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اینترنتی «بیزنس لاین»، وزارت خزانهداری آمریکا در اقدامی نام 20 نفر و شرکت را به لیست تحریمهای ایران اضافه کرد و آنها را متهم به حمایت از برنامه هستهای ایران و کمک به تهران برای دور زدن تحریمها کرد. این اقدام وزارت خزانهداری آمریکا بعد از آن صورت میگیرد که سنا و کمیتهای از مجلس نمایندگان آمریکا به صورت جداگانه لوایحی را علیه ایران به تصویب درآوردند. کمیتهای از مجلس نمایندگان آمریکا در اقدامی در تلاش برای منزوی کردن ایران به دلیل دنبال کردن برنامه هستهای، روز چهارشنبه، لایحهای را به تصویب درآوردند تا تحریمها علیه ایران را تشدید کنند. سنا آمریکا نیز در اقدامی یک لایحه ضدایرانی برای تشدید تحریمها علیه جمهوری اسلامی ایران را با 99 رأی موافق و بدون رأی مخالف و عدم حضور یک سناتور در سنا، به تصویب درآورد و از دولت «باراک اوباما» رئیسجمهور آمریکا درخواست کرد تا تحریمهای موجود علیه ایران را تشدید بخشد. بر اساس این گزارش، این لایحه ضدایرانی سنا همچنین بر حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی در صورتیکه به اصطلاح این رژیم بخواهد از خود در مقابل ایران دفاع کند، تأکید کرده است. بیزنس آنلاین گزارش کرد که 20 نفر و شرکتی که در لیست تحریمهای وزارت خزانه داری آمریکا قرار گرفتند، شامل سه شرکت حمل و نقل از جمله شرکت هواپیمایی «آبان ایر»، شرکت بینالمللی کشتیرانی و حمل و نقل انگلیس موسوم به «دی اف اس ورلد واید» و شرکت «اوراکس» و چند نفر از مسئولان این شرکتها میشود. وزارت دفاع آمریکا مدعی شده است که این شرکتها به همکاری با شرکت هواپیمایی ملی ایران در دور زدن تحریمهای آمریکا متهم است. بر اساس این گزارش، شرکت «پترو گرین» که در مالزی مستقر است و «حسین وزیری» یکی از مقامات ارشد این شرکت، نیز به اتهام همکاری با سپاه به فهرست تحریمها اضافه شدند. از دیگر افرادی که وزارت خزانهداری آمریکا در لیست تحریمهای خود قرار داده است، «رضا مظفرنیا» معاون وزیر دفاع ایران و رئیس دانشگاه «مالک اشتر» است که به همکاری با برنامه موشکی این کشور متهم شده است. بر اساس این گزارش، شرکتها و افراد آمریکایی طبق این تحریمهای جدید وزارت خزانهداری آمریکا از انجام هرگونه رابطه مالی و تجاری با افراد و شرکتهایی که در این لیست تحریمها قرار دارند، منع شدهاند. وزارت خزانهداری آمریکا در بیانیهای اعلام کرد: این اقدام با هدف افزایش فشار بر ایران به وسیله تشدید تحریمهای اعمال شده علیه بخش انرژی ایران است. با طرح ۲ لایحه در سنا و مجلس نمایندگان صورت گرفت تاکید کنگره آمریکا بر تشدید فشار اقتصادی به ایران و حمایت از تلآویو علیه تهران با وجود تاکید ایران بر مسالمتآمیز بودن اهداف هستهایاش، جدیدترین گزارشها از طرح دو لایحه ضدایرانی در مجالس سنا و نمایندگان کنگره آمریکا با هدف اعلام فشارهای اقتصادی بیشتر بر تهران و حمایت از تلآویو علیه ایران خبر میدهند. به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از روزنامه صهیونیستی «تایمز اسرائیل»، دو مجلس سنا و نمایندگان کنگره آمریکا درصدد هستند تا دو لایحه ضد ایرانی را ارائه کنند که به طور چشمگیری تحریمهای آمریکا علیه ایران را فراتر از بخش های مالی و انرژی گسترش می دهند و در عین حال پیشنهاد پشتیبانی از رژیم صهیونیستی در صورت درگیری با ایران به بهانه فعالیت های هسته ای تهران را نیز ارائه می کنند. در این خبر آمده است که «H.R. 850» لایحه تدوین شده در مجلس نمایندگان آمریکا است که به «باراک اوباما» رئیس جمهوری آمریکا این قدرت را می دهد که هر شرکتی را که مشغول معامله با ایران باشد، تحریم کند؛ قدرتی که می تواند منجر به گسترش تحریم های فعلی اعمال شده علیه ایران از بخش های مالی و انرژی به بخش های تولیدی و سایر بخش هایی که نقشی کلیدی در انعطاف پذیری ایران دارند، شود. بر اساس این خبر، لایحه مجلس نمایندگان آمریکا روز چهارشنبه هفته جاری در کمیته امور خارجی این مجلس به بحث گذاشته خواهد شد و این در حالیست که لایحه مشابه دیگری نیز توسط «رابرت منندز» رئیس کمیته روابط خارجی سنا و همچنین «جو منچین» سناتور دموکرات از ایالت «ویرجینای غربی» و «مارک کرک» سناتور جمهوریخواه ایالت «ایلینوی» نیز در حال ارائه است. انتظار می رود که نسخه نهایی این دو لایحه سنا و مجلس نمایندگان تدوین شود و در طول ماه های آتی به رای گذاشته شود. تایمز اسرائیل با استناد به خلاصه لایحه کمیته امور خارجی مجلس نمایندگان مدعی شده است که لایحه این مجلس علاوه بر گسترش محدودیت های اقتصادی علیه ایران، ناقضان حقوق بشر و از جمله کسانی را که فناوری های حساس به ایران صادر می کنند را تحریم می کند. لایحه ضد ایرانی مجلس نمایندگان رسما «قانون مهار ایران هسته ای 2013» نامیده می شود و انتظار می رود که تا اواسط ماه ژوئن سال جاری و تقریبا همزمان با برگزاری انتخابات ریاست جمهوری تاریخ 14 ژوئن در ایران، در مجلس نمایندگان به رای گذاشته شود. این لایحه با ارائه دستور به دولت اوباما، مدعی شده است که سپاه پاسداران جمهوری اسلامی ایران باید در فهرست سازمان های تروریستی قرار گیرد. این لایحه همچنین از دولت اوباما می خواهد تا هر سال یک استراتژی ملی را با محور ایران طراحی کند و در این استراتژی روی قابلیت های ایران و آسیب پذیری های کلیدی آن که ممکن است آمریکا بتواند از آنها بهره برداری کند، تاکید کند تا از این طریق یک نقشه راه در زمینه چگونگی بررسی موثر تهدید ایران در اختیار دولت واشنگتن قرار بگیرد. علاوه بر این، «Resolution 65» نیز قطعنامه طرح شده در سنا است که خواستار پشتیبانی اقتصادی و نظامی از رژیم صهیونیستی در صورت درگیری نظامی تل آویو با ایران شده است. این لایحه هفته آینده در سنا به رای گذاشته خواهد شد. تایمز اسرائیل با استناد به خلاصه این قطعنامه نوشته است که طرح سنا توسط منندز و «لیندسی گراهام» سناتور جمهوریخواه از ایالت کارولینای جنوبی ارائه شده است و تاکید دارد که اگر رژیم صهیونیستی مجبور به اقدام نظامی با هدف دفاع از خود به ایران شود، دولت آمریکا باید حمایت های دیپلماتیک، نظامی و اقتصادی از تل آویو را تامین کند. این دو سناتور آمریکایی مدعی شده اند که تصویب چنین قطعنامه ای به معنای ارسال پیامی صریح و شفاف به ایران است مبنی بر اینکه آمریکا تمام اقدامات لازم برای تضمین اینکه تهران به سلاح هسته ای دست پیدا نخواهد کرد را عملی می کند. تصویب این قطعنامه الزام آور نیست اما حمایت 92 نفر از اعضای 100 نفری سنا را جلب کرده است. لایحه ضد ایرانی طرح شده در مجلس نمایندگان نیز حمایت 331 نفر از قانونگذاران این مجلس یعنی بیش از سه چهارم 435 کرسی آن را داراست. این خبر در شرایطی گزارش می شود که ایران همواره با رد ادعای غرب و رژیم صهیونیستی مبنی بر نظامی بودن اهداف هسته ای اش، روی مقاصد مسالمت آمیز برنامه هسته ای خود تاکید و اعلام کرده است که به عنوان یکی از کشورهای امضا کننده پیمان منع گسترش تسلیحات هسته ای موسوم به «ان پی تی»، حق دستیابی به فناوری های هسته ای صلح آمیز را برای خود قائل است و از حقوق هسته ای خود صرف نظر نخواهد کرد./فارس | |
| فال بسیار جالب عطسه در ایام هفته Posted: 24 May 2013 12:43 PM PDT فال بسیار جالب عطسه در ایام هفته..! ![]() جمعه 5شنبه 4شنبه 3شنبه 2شنبه 1شنبه شنبه کمی صبر کن نامه دریافت میکنی خواب تو را می بیند یک خیال روز بدی داری کمی صبر کن روز خوب میگذرد 6-7 فامیل میشوید دیدارغیر منتظره درموردت کنجکاوی میکند مواظب دوستانت باش همان می آید امروز خوشحالی مواظب کارهایت باش 7-8 زیبایی امامغرور جوابش رابده مغرورنباش دررویایی هستی ولی نمیدانی زدست1 نفر ناراحت می شوی دیدار مطمئن باش دوستت دارد 8-9 به مسافرت میروی صحبت مهمی میشود اتفاقی برایت می افتد خوابهایت به حقیقت می پیوندد به تو فکرمیکند می خواهد تو را ببیند خوشحالی 9-10 با او رابطه برقرار میکنی دوست دارد تو را ببیند هرگز فراموشت نمیکند با او رابطه برقرار میکنی دیداربا کسی که دوستش داری باتوصحبت میکند نامه دریافت میکنی 10-11 اولین عشقش هستی دیدار به تو فکر میکند از خوابی وحشت داری به تو می اندیشد دوستت دارد دعوا میکنی 11-12 صحبت درباره توست خبر خوش هوشیار باش غمگینی به آرزویت میرسی مواظب خودت باش دیدار 12.13 به میهمانی میروی دلت پیش اوست به تو احترام میگذارد بیش از حد کنجکاوی به آرزوهایت میرسی به گذشته فکر کن دیدار با کسی 13-14 عاشق او میشوی دوستت دارد به حرف مردم اعتماد دارد فامیل میشوید طرفداری از تو زیبا به نظر می رسد یک اتفاق بد 14-15 او را میبینی اذیتش نکن از تو خوشش می آید به زیبائیت نناز یک سختی در راه داری عجله در دوستی داری مهربانی می بینی 15-16 مطمئن باش اولین عشقشی بعدازظهر خوشی داری درست فکر کن به فکر آرزوهای گذشته ات باش دوستت دارد در کارهایت کمی ناراحتی یک روزخوب و عالی 16-17 خیانت کار نباش مواظب اوقات باش یک خبر جدید دیدار با کسی که دوستش داری صحبت در مورد توست در کارهایت به تو کمک می کند به تو قکر میکند 17-18 ازدواج کسی تو را دوست دارد و تو نمیدانی دوست عزیزت می آید نامه ای دریافت میکنی ازدواج صبور باش برای او ارزشمندی 18-19 اگر باکسی درددل می کنی مراقب باش هیچ اتفاقی نمی افتد در تکاپویی منتظری تهدید منتظر باش کمکش کن 19-20 در رنج و سختی قرار می گیرد به کارهایش فکر کن بعدازظهر خوشی داری به فکر فردا باش دیداربا کسی که سالها اورا ندیده ای خیانت می کنی دیدار غیر منتظره 20-21 کمی درباره خودت فکر کن خیانت کار نباش صحبت درباره توست مضطربی یک شب ترسناک صحبت در مورد توست درباره تو صحبت میکند 21-22 به حرف مردم اهمیت نده دیدار منتظر کسی هستی کسی راجع به تو حرف می زند یک اتفاق خوب به رفتارت اهمیت می دهد درباره تو صحبت کرده 22-23 مواظب خودت باش خوش بختی ازدواج به فکرت می رسد خوابهای خوش خواب خوشی می بینی در خواب تو را می بیند 23-24 | |
| طالع بینی ماه های ازدواج شما..-/../- Posted: 24 May 2013 12:39 PM PDT پیوند زناشویی مهر با سایر ماه ها مهر با فروردین : (بسیار خوب ) خونگرم و مهربان معتقد به تساوی حقوق زن و مرد مهر با اردیبهشت : ( خوب ) انسان هایی هستند که تمایل زیادی به حفظ آرامش و اعتدال دارند مهر با خرداد : (بسیار خوب ) آدم هایی حسابگر خونگرم تفاهم مناسبی با هم دارند مهر با تیر : ( بسیار خوب ) اهل رفت و آمد و معاشرت با دیگران و بسیار شکیبا مهر با مرداد : ( خوب ) در پی برقراری آرامش و ملایمت همراه با منطق در زندگی هستند مهر با شهریور : ( خوب ) پیوندی موفق چون منصف عادل و با سلیقه می باشند مهر با مهر : ( خوب ) به دلیل اشتراکات زیادی که دارند می توانند موفق باشند مهر با آبان : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما می توانند موفق باشند مهر با آذر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیری می باشند مهر با دی : ( متوسط ) نسبتا خودرای بلندپرواز . ممکن است با مشکل روبرو شوند مهر با بهمن : ( بد ) پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش مهر با اسفند : (بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥� �♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ پیوند زناشویی آبان با سایر ماه ها آبان با فروردین : ( بد ) آزادی خواه سلطه گر خواهان تنهایی و درون گرا آبان با اردیبهشت : ( خوب ) آرمانگرا بلند پرواز همراه با جاذبه و اقتدار و ناسازگاری آبان با خرداد : (متوسط ) برای رسیدن به خوشبختی باید یکدیگر را تحمل کنند آبان با تیر : (متوسط ) در مسائل مالی اختلاف نظر دارند ولی در سایر موارد هماهنگ می باشند آبان با مرداد : ( متوسط ) یکی وفادار و قابل اعتماد و دیگری عاشق ستایش دیگران آبان با شهریور : ( متوسط ) جسور بی پروا سرشار از انرژی و بلند پرواز آبان با مهر : ( متوسط ) اگرچه خالی از دردسر نیستند اما میتوانند موفق باشند آبان با آبان : ( بد ) مستعد به خشمگین شدن و از کوره در رفتن در نتیجه پیوندی همراه با مشکلات آبان با آذر : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد آبان با دی : ( بد ) هر دو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند آبان با بهمن : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری آبان با اسفند : (بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه و دیگری با اعتماد به نفس کافی ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥� �♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ پیوند زناشویی آذر با سایر ماه ها آذر با فروردین : (عالی ) کم ترین اختلاف و هیاهو از مشخصات بارزشان است آذر با اردیبهشت : (متوسط ) جسور بی پروا نیازمند به آزادی و بدون تفاهم آذر با خرداد: ( بسیار خوب ) سرشار از ذوق و شوق برای زندگی مشترک آذر با تیر: ( بد ) یکی اجتماعی و اهل گردش و سفر دیگری متمایل به رکن خانواده آذر با مرداد : (متوسط ) یکی پر شور و هیجان دیگری دنبال آزادی و استقلال آذر با شهریور: (بد ) تنوع طلب خواهان استقلال در ایجاد نظم و انضباط دچار مشکل هستند آذر با مهر : ( بسیار خوب ) دارای خصیصه هایی مثل محبت درستکاری و مسئولیت پذیر می باشد آذر با آبان : ( متوسط ) یکی سختگیر در مسائل دیگری سرشت پویا و جدی دارد آذر با آذر: ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار مطلوب توام با سعادت و خوشبختی آذر با دی : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتن دار باشند آذر با بهمن : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند آذر با اسفند : ( متوسط ) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی می باشد ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥� �♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ پیوند زناشویی دی با سایر ماه ها دی با فروردین : (بد ) تفاهم چندانی با هم ندارند. مرموز و محافظه کار می باشند دی با اردیبهشت : ( بسیار خوب) با ثبات راز نگه دار پیوندی مستحکم و پابرجا دی با خرداد : ( خوب ) خویشتندار سیاستمدار و از سازگاری مناسب برخوردارند دی با تیر : (خوب ) از نظر مالی و اخلاقی و روابط هماهنگ هستند دی با مرداد : (متوسط ) به دلیل داشتن حس مشترک برتری جویی شاید دچار اختلاف شوند دی با شهریور : ( خوب ) یک ازدواج خوب همراه با زندگی سرشار از محبت دی با مهر : ( متوسط ) نسبتا خودرای و بلند پرواز ممکن است با مشکل روبرو باشند دی با آبان : ( بد ) هردو دارای خصلت سلطه طلبی و سختگیرانه می باشند دی با آذر : ( متوسط ) خصوصیاتی نسبتا متفاوت دارند باید خویشتندار باشند دی با دی : (متوسط ) خصوصیات مشترک باعث شادابی یا یکنواختی زندگی مشترک آنها می شود دی با بهمن : ( متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی دی با اسفند : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥� �♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ پیوند زناشویی بهمن با سایر ماه ها بهمن با فروردین : ( بد ) سلطه گر آرمان گرا موقعیت درک یکدیگر را ندارند بهمن با اردیبهشت : ( بد ) کنجکاو آزادی خواه و آرمان گرا و ایده متفاوت از یکدیگر بهمن با خرداد : ( بسیار خوب ) با روحیه انسان دوستی و همیشه آماده کمک به همدیگر بهمن با تیر : ( متوسط ) ازدواج می تواند شکل بگیرد اما به سعی و کوشش نیاز دارد بهمن با مرداد : ( خوب ) هردو آرمان گرا و ایده آلیست پیوندی موفق خواهد بود بهمن با شهریور : ( متوسط ) چنین پیوندی با سعی و کوشش می تواند خوب باشد بهمن با مهر : ( بد ) پر جنب و جوش بیقرار تنوع طلب و سرکش بهمن با آبان : ( بد ) یکی با احساس و عاطفه دیگری سلطه جو و خواهان کسب برتری بهمن با آذر : ( بسیار خوب ) از موفق ترین پیوند های زناشویی خواهد بود چون مثبت گرا هستند بهمن با دی : (متوسط ) یکی محتاط و محافظه کار دیگری سختگیر و جدی بهمن با بهمن : ( خوب ) پیوندی بسیار موفق توانا در امور مختلف بهمن با اسفند : (خوب) یکی روشنفکر و اهل منطق و دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر ♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥� �♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥ پیوند زناشویی اسفند با سایر ماه ها اسفند با فروردین : ( متوسط ) با مشکل مواجه است ممکن است پیوند خوبی باشد اسفند با اردیبهشت : ( خوب ) اشخاصی تو دار و بسیار محتاط و توانایی سازگاری را دارند اسفند با خرداد : (بد ) خیال باف و رویاپرداز مرموز و عدم تفاهم با همدیگر اسفند با تیر : ( بسیار خوب ) پیوندی بسیار خوب همراه عشق و علاقه و با تفاهم کامل اسفند با مرداد : (خوب ) هماهنگی بسیار مناسب در برآوردن نیازهای عاطفی یکدیگر اسفند با شهریور : ( خوب ) بسیار با صبر و حوصله هستند که باعث تفاهم در زندگی میشوند اسفند با مهر : ( بسیار خوب ) پیوندی موفق چون از نظر عاطفی با هم سازگار و هماهنگ هستند اسفند با آبان : ( بد ) یکی آرمان گرا و عاشق پیشه دیگری با اعتماد به نفس کافی اسفند با آذر : ( متوسط) یکی با صراحت لهجه و سخنان کنایه آمیز و دیگری بسیار عاطفی میباشد اسفند با دی : ( متوسط ) یکی اهل حساب و کتاب دیگری احساساتی و عاشق پیشه اسفند با بهمن : ( خوب ) یکی روشن فکر و اهل منطق دیگری با احساس و عاطفه و مکمل همدیگر اسفند با اسفند : ( بد ) به خاطر زودرنجی و حساس بودن ممکن است مشکلاتی پیش بیاید. | |
| دوستی هایی که از نان شب واجب تر است! Posted: 24 May 2013 12:30 PM PDT دوستی هایی که از نان شب واجب تر است! ![]() 5دوستی که باید همیشه در کنارتان داشته باشید دوست مسن ولی خوب وقتی صحبت از دوستی می شود، کیفیت مهم می شود نه کمیت. این دوست از زمانی که رمان های عاشقانه می خواندید تا وقتی که برای اولین بار کسی دلتان را شکست، همه چیز را می داند. ولی می دانید که هیچ وقت از چیزهایی که می داند، سوء استفاده نمی کند. لازم نیست چیزی را برای او توضیح دهید. او شما را درک می کند و شما را دوست دارد، به همین دلیل است که همه نقاط ضعف و اشتباهات شما را بیش از هر عضو دیگری از دایره نزدیکانتان، می بخشد. به علاوه او به شما یادآوری می کند که چه کسی هستید. با گذشت زمان از دوستی شما – و با پشت سر گذاشتن فراز و نشیب های فراوان – شما درس های مهم زیادی درباره برقراری ارتباط، تعهد و پشت سر گذاشتن مشکلات از او یاد می گیرید. باید از او به خاطر همه اینها سپاسگزار باشید. دوست واقع بین این دوست معنی عشق سخت را می داند. وقتی به او می گویید که آماده اید خانه ای بخرید، او شما را یاد هفته پیش می اندازد که پول نیاز داشتید و همه پس انداز خود را خرج کردید. او به شما درباره زمانی که دنبال ترفیع بودید و آن را نگرفتید، یادآوری می کند. او بود که یاد شما انداخت که کرایه خانه تان را نپرداخته اید. شاید همیشه آن چیزی را که می خواهید نگوید، ولی همیشه به شما چیزی را که باید بشنوید می گوید. به همین دلیل این دوست، یک شخص کلیدی در زندگی شماست. همه ما دوست داریم فکر کنیم که همه چیز را می دانیم، ولی گاهی نمی توانیم آنچه برایمان خوب است را ببینیم. پلیس مهمانی ها وقتی تنها زندگی می کنید، زندگی کردن با غذای حاضری و تلویزیون تماشا کردن، گاهی بسیار کسل کننده می شود. ولی اگر در جمع دوستان، یک پلیس مهمانی داشته باشید، همه چیز رنگ دیگری به خود می گیرد. این مدل دوست همیشه خبرهای دست اولی دارد، رستوران های خوب را می شناسد و شما را با افراد جدیدی آشنا می کند. با این دوست شما شبکه اجتماعی خود را گسترش می دهید و تجربیات سرگرم کننده ای خواهید داشت و به مهمانی های زیادی دعوت می شوید. تیم الف دقت کرده اید وقتی به صورت جفت جفت بیرون می روید، دوستان زوج بانمک شما باعث می شوند که شما و نامزدتان هم لحظات خوب و رمانتیکی داشته باشید؟ داشتن دوستان متأهل و زوج باعث می شوند که رابطه شما هم استوارتر، طولانی تر و شادتر شود. دلیل آن هم مشخص است: داشتن وجه اشتراک با رفیق تان، به خصوص اگر سلیقه شما دو دوست در انتخاب همراه زندگی شبیه به هم باشد. دوستان متأهل باعث می شوند که شب های زیادی دور هم جمع شوید و رابطه شما دو نفر هم محکم تر می شود. در حالیکه دوستان مجرد باعث می شوند که آرزوی روزهایی را داشته باشید که با شریک زندگی تان وقت بگذرانید، دوستان متأهل هم شما را یاد این موضوع می اندازند که دلبستگی به یک فرد و با او بودن بهتر از تنها بودن است. دوستان متأهل می توانند برای شما دو نفر الگو باشند: اگر آن دو نسبت بهم بسیار دلبسته و علاقمند باشند، خوب ارتباط برقرار کنند یا وقتی یکی از آنها از دیگری به خاطر کار کوچکی تشکر می کند، شما از آنها الگو می گیرید. رویابین این مدل رفیق، آدمی است که برای تعطیلات به برزیل رفته و از آنجا خیلی خوشش آمده و تصمیم گرفته به آنجا نقل مکان کند. یا رفیقی است که از مسابقات آشپزی الهام گرفته و تصمیم گرفته که به عنوان شغل دوم، آشپزی کند و در مدرسه آشپزی ثبت نام می کند. اینکه آدم بی مسئولیت باشد خوب نیست، ولی این آدم هنوز هم می تواند به شما یک چیزهایی یاد بدهد. داشتن دوستی که از گسترش افق های فکری اش نمی ترسد و ریسک می کند و دنبال رویاهایش می رود، خیلی اهمیت دارد (مگر آنکه بخواهید تبدیل به زوج متأهل سالمند کلیشه ای شوید حتی قبل از آنکه پیر شوید!) چه او شما را ترغیب کند که برای تعطیلات به کشور رویاهایتان بروید، چه به شما انگیزه شروع کسب و کاری بدهد که از بچگی آرزویش را داشتید، او کسی است که شما را آن موقع که نیاز دارید، به سمت موقعیتی هل می دهد. | |
| Posted: 24 May 2013 11:57 AM PDT
| |
| Posted: 24 May 2013 11:55 AM PDT افسردگی پس از ازدواج ![]() چرا اغلب زنان پس از ازدواج دچار افسردگی میشوند؟ زن و مرد به واسطه نیازهای مختلف جسمی و عاطفی به هم دل مي بندند و با هم زندگی مشترك را آغاز می كنند به اميد اينكه هميشه بتوانند از عشق ومحبت يكديگر سيراب شوند و فارغ از رنج تنهايي مأمن و پناهي براي ابراز عشق و بيان هم دلي بيابند، ودر نهايت از كنار هم بودن به آرامش و لذت برسند. از آنجا كه مردان به دلایل مختلفی همچون ساختار مغزی و جسمی و نوع فعالیتهایی كه بر عهده نسل مرد قرار داده شده و شرایط اجتماعی و فرهنگی ، پس از سیراب شدن از نیازهای مختلف عاطفی و غریزی به دیگر فعالیتهای روزمره خود مشغول می شوندو رابطه احساسی و عاطفیشان كم رنگ می گردد،و به سراغ وظيفه اصلي كه همانا كار و موقعيت هاي اجتماعي مي روند و تا دوره بعدي نياز خود،همسر يا زن مورد علاقه خويش را به فراموشي مي سپارند،و توقع دارند فرياد شكوه و شكايت زنان بلند نشود چراكه، اين كاركرد براي روحيات و تمايلات مردانه بسيار طبيعي و عادي است.اما اگر يك مرد بخواهد به شكلي زندگي كند كه، در كنار خواسته ها و تمايلات خود،خواسته و نياز زن مورد علاقه خود را در نظر بگيرد لازم است،يك سري مهارتها و تواناييهايي را كسب كند و به موضوعاتي توجه نمايد كه نتيجه اين توجهات جلب رضايت زنان با احساس،معقول ووظيفه شناس است. گاه مردان ادعا مي كنند كه پس از يك روز كاري، و پس از رنجها و سختي هايي كه در طول روز متحمل شدند، حق دارند، پس از وارد شدن به خانه،وقتي را به خود اختصاص دهند و در اين زمان به تفريح و استراحت شخصي مشغول شوندو زن مورد علاقه آنها اجازه ندارد از او بخواهد ساعت هاي حضور در خانه را با هم تقسيم كنند،چرا كه مردان خود وظيفه خويش را به خوبي مي دانند و در زمان مقتضي همه عشق و محبت خود را به يكباره نثار او مي كنند.بيشتر مردان هم عقيده دارند كه بعد از چند بار مقاومت مي توانند همه احساسات زنانه را تغيير دهند و برنامه اي پيش روي او بگذارند تا همه عشق و نياز خود را در يك موقع مقرر از مرد دريافت كند. اين طرز برخورد و خلقيات بيشتر از سوي مرداني است كه جنس زن را به خوبي نشناخته اند و تصور مي كنند،همه احساسات و عواطف زنانه، با يك همبستري و يك هم آغوشي برآورده شده و زنان تا نوبت بعدي هم آغوشي، هيچ نياز عاطفي ديگري ندارند.اما بر عكس براي زنان اين نوع هم آغوشي، تبادل عشق و احساسات نيست بلكه بسياري از زنان اين نوع همبستري بي مقدمه را، يك نوع تجاوز محسوب مي كنند چرا كه براي زنان عشق و محبتي معنا دار است كه هميشه جاري و پيوسته باشد و تنها رنگ و بوي جنسي نداشته باشد. مردانی كه اهل تلاش و كوشش هستند خود را غرق كار و فعالیت می كنند ، این فعالیت به قدری آنها را سرگرم میكند كه كمتر فرصت می كنند به زندگی مشترك بینیشند و نیازهای عاطفی و روحی همسر خود را مد نظر قرار دهند.دسته دیگری از مردان كه فرصت فراغت بیشتری دارند بعد از تشكیل زندگی مشترك گاه و بیگاه یاد دوران مجردی را زنده كرده و این اوقات را با دوستان سپری می كنند یا به رفتار و كارهایی مراجعه میكنند كه این نوع رفتار برای آنها در زمان تجرد آرامش بدنبال داشته است.اما مشكل اصلی از آنجا آغاز میشود كه گاه این سر گرمی ها یا كار و فعالیت، مردان را كاملا به خود مشغول می سازد.مردان هم تصور می كنند همین كه گاه و بیگاه در كنار همسر خود قرار می گیرند تا نیاز غریزی خود را رفع كنندبرای زن هم همین توجه و حمایت كافی است.مردان اغلب با دوستان خود هم دردو دل كرده و زنان را موجودات زیاده خواه ، پر توقع و كنترل گر معرفی می كنند و یكدیگر را تشویق می كنند كه نباید اسیر این زیاده خواهی های زنان شد. وبهتر است از آنها فاصله گرفت تا از این راه به كنترل در آیند! البته فرهنگ غلط اجتماعی هم به این امر دامن می زند و مردان تصور می كنند اگر به نیازهای زن توجه كنند، زنان بر آنها چيره خواهند شد. اما همین كه زنان وارد زندگی مشترك می شوند بر آورده شدن نیازهای عاطفی و غریزی در آنها باعث می شود تا به زندگی و مردی كه هستی خود را به پای او ریخته اند عشق بورزند.هر چه زمان می گذرد زن به همسر خود بیشتر وابسته می شود و دوست دارد برای تداوم این عشق و محبت از مرد مورد علاقه خود تضمین دریافت كند. مردان با برآورده شدن نیازهای مختلف فرصت می یابند تا به وظایف اصلی خود مانند كار و فعالیتهای اجتماعی فكر كنند كه افراط و زیاده روی در كار موجب جدا شدن فكر و اندیشه آنان و بدنبال آن دور شدن فیزیكی از همسر خویش می شود. اما در زنان، برآورده شدن نیازهای مختلف، همسو با احساسات و ساختار فكری آنها می باشد و آنان با سیراب شدن از عشق و محبت بیشتر به همسر و زندگی خود دلبسته می شوند. شكاف بین زن و مرد در خانواده هایی كه روابط اصولی و منطقی بین زن و مرد حاكم نباشد در زمان بچه دار شدن، به اوج خود می رسد. و هرچه تعداد فرزندان بیشتر باشد این شكاف عمیق تر می گردد. زنان با كمال ناباوری شاهد تلخ ترین تجربه خود می شوند .و همین تشویش و اضطراب ناشی از دور شدن مرد باعث رفتارهایی از آنان می شود كه مردان تصور میكنند زنان موجودات پر توقع و زیاده خواه هستند.زنان تصور می كنند كه مردان با پرداختن به كار و فعالیت های مختلف از انها دور می شوند و مردان هم تصور می كنند همین كه در حد رفع نیاز خود به زن نزدیك می شوند كانون عشق و احساس او را سیراب می سازند.زنان برای كانون توجه شدن تلاش می كنند.گاه رفتار آنها پر خاشگر می شود و گاه همچون مادر, همسر خود را مورد توجه قرار میدهند.آنها همه راهها را امتحان می كنند تا همسرشان آنگونه كه آنان دوست دارند رفتار كند.اما هنگامی كه از تلاش خود نتیجه ای دریافت نكردند مأیوس و ناامید می شوند.دسته ای از این زنان در سایه این ناامیدی و و احساس نا امني، خود را به فعالیت های مختلف سرگرم می كنند و دسته ای دیگر دچار روان پریشی و افسردگی می شوند. در چنین زمانی اغلب مردان همسر خود را زنی می یابند كه از همه جنبه های زندگی دل زده شده و نه تنها كوچكترین تلاشی برای بهبود زندگی ندارد بلكه این افسردگی همچون بختك بر زندگی آنها سایه افكنده است. این وضعیت برای مردان توجیهی است تا بیشتر به كار و فعالیت بپردازندیا از راههای گوناگون خود را سرگرم كنند.در این مقطع مردانی كه با غیر از همسر خود رابطه برقرار می كنند از چنین زنان بیگانه بسیار راضی و خوشنود می شوند چون این زنان بطور مقطعی از آنان انتظار دارند و هم اینكه چنین زنانی بيشتر به خاطر نیاز مادی خود با دیگران رابطه برقرار می كنند.و این زبانی است كه برای چنین مردانی، قابل فهم تر از احساس زنانه است.بعضی مردان متمول هنگامی كه از همسر خود فاصله می گیرند سعی می كنند، فاصله ميان خود و همسرشان را با پول و امكانات مادی فراوان پر كنند .اگر چه بسیاری از این زنان به شدت به سمت مدگرایی و خرید های گوناگون رو می آورند، اما به هر حال همین زنان هم در وجود خود، خلاء عاطفی و رواني را حس می كنند.به همین خاطر این افراد به دلیل عقده های روانی كه در درون خود می ریزند كاملا نا آرام و شكننده هستند.دسته ای از زنان هم به هنگام سرخوردگی از همسر خود به شدت به مسائل مذهبی , عبادت و راز و نیاز رو می آورند و از این راه آرامش را به خود تلقین می كنند.از آنجایی كه اغلب دینكاران نالیدن, گریه و اشك وآه را ترويج می كنند برای چنین افرادی مذهب و مراسم مذهبی پایگاهی است تا بار عقده های درونی خود را سبك كنند. اغلب زنان توقعات سخت و غیر معقولی ندارند بلكه مردان به واسطه تفاوت های مغزی و فرهنگي نمی توانند این نیازها را در راس برنامه خود قرار دهند يا نگرانند اگر به خواسته هاي عاطفي زنان توجه نشان دهند، آنها پر توقع بار بيايند، يا از ارزش مردانگي آنها كاسته شود.اما اين نوع مردان بايد توجه داشته باشند كه مهر ومحبت و مورد توجه بودن، حق طبيعي يك زن است،و محروم كردن او از اين حق طبيعي موجب عصيان و سركشي او يا موجب افسردگي يا بيماريش مي شود.بسياري از زنان چون از اين حق طبيعي محروم مي شوند سعي مي كنند اختيار همه زندگي را دردست بگيرند تا از اين راه كمبودهاي خود را جبران كنند.در صورتي كه مردان ماهر و با درايت باشند از راه محبت به موقع، حتي زنان سلطه جو را هم به زنان مسئوليت پذير تبديل مي كنند.اينكه پيوسته توصيه مي شود مردان نبايد خود را اسير خواسته هاي زنانه كنند،اين نيست كه مردان بايد زنان را از حق مسلمشان محروم كنند بلكه به اين معني است كه هر انسان عاقلي موظف است در زندگي خود جانب اعتدال را رعايت كند و چنان خود را فرمانبر همسر (يا فرد ديگر)قرار ندهد كه لجام زندگي او از هم گسسته شود و از نظر اجتماعي ارزش خود را از دست بدهد.مسلم است اگر زني مايل است در زندگي بيش از حد معقول و معمول هزينه كند،يا توقعات او به شكلي است كه نظام خانواده را به كلي ويران مي سازد بايد در مقابل خواسته هاي چنين افرادي مقابله كرد و هرگز ارزش هاي اخلاقي و تفكر خردگرايانه را نبايد فداي هيچ فردي نمود. نظام رابطه يك زن و مرد هم مانند يك سيستم شراكت مالي است كه هر دوطرف مقابل سرمايه و تجربه خويش را وارد كاري مشترك كرده اند، تا در مقابل اين تعامل نتيجه يا سودي را دريافت كنند،حال اگر شما بخواهيد حقوق شريك مالي خود را ناديده بگيريد او عكس العمل نشان مي دهد و به هر ترتيب در مقابل تماميت خواهي و بي توجهي شما واكنش نشان مي دهد و در نهايت اگر به اين نتيجه رسيد كه شما حق و حقوق او را رعايت نمي كنيد تصميم به جدائي از شما را مي گيرد.برعكس شما هم نمي توانيد حق و حقوق خود را به شريك مالي خود ببخشيد يا سياست هاي مالي غلط او را به نحوي اجرا كنيد كه سرانجام اين شركت منجر به ورشكستگي شود.نظام خانواده و رابطه زن و مرد هم به همين شكل است و زن و مرد از راه ادامه اين ارتباط تصميم دارند تا نيازهاي عاطفي،رواني و جنسي خويش را برآورده كنند و اگر قرار باشد طرف مقابل حق و حقوق آنها را نا ديده بگيرد،آنها از اين نوع رابطه يا زندگي سرخورده مي شوند. راه كار زنان فهيم و با درايت عنوان مي كنند كه ما مي دانيم كه كار و تلاش و رسيدن به موقعيت هاي برتر اجتماعي در رأس هدف ها و تمايلات مردان است و ما انتظار نداريم مردان اين هدف اصلي زندگي خود را فداي ما كنند اما ما دوست داريم اين كار و فعاليت اجتماعي به نحوي برنامه ريزي شود كه مردان فرصت داشته باشند بخشي از زندگي شبانه روزي خود را معطوف ما كنند.ما اگر احساس كنيم مرد موردعلاقمان در كنار كار و فعاليت خود به ياد ماست و اين توجه را حتي با يك تلفن زدن نشان مي دهد،براي ما كافي است تا از او انرژي كافي دريافت كنيم،وحس كنيم كه عشق و محبت او نسبت به ما مستتر و مداوم است. از سوي ديگر ما نياز داريم تا مرد مورد علاقمان پس از فراغت از كار و فعاليت اجتماعي پس از اينكه در كنارمان قرار گرفت ساعتي را بطور واقعي به ما اختصاص دهد.نه اينكه تلويزيون تماش كند و يا روزنامه و كتاب بخواند و وانمود نمايد كه مشغول شنيدن حرف هاي ما است. او اگر بخواهد در اين ساعت كه در كنار ماست به كارهاي روزانه خود بينيشد، ما زود متوجه مي شويم و احساس مي كنيم كار روزانه خود را بر ما ترجيح مي دهد.ما دوست داريم مردان اين بيعت و اين قراداد با هم بودن را بطور دائم تمديد كنند و عشق و محبت خود را بر زبان جاري كنند.براي ما كلمه "عزيزم دوستت دارم" مانند اكسيژن هوا ضروري و حيات بخش است .ما از دنياي مرموز و اسرار آميز مردان بيزاريم،ما دوست داريم مردان ما را به خلوت فكري خود راه دهند و افكار،رؤياها و آرزوهاي خود را شفاف و بي پرده براي ما بازگو كنند.ما نمي خواهيم آنها همه وقت خود را به ما اختصاص دهند اما از سوي ديگر انتظار داريم كار و فعاليت و دل مشغولي آنها آنقدر به درازا نكشد كه ما را به كلي فراموش كنند تا جايي كه وقتي با ما هستند هم، به امور ديگر خود فكر كنند. ما دوست داريم وقتي خود را در اختيار مرد مورد علاقه خود قرار دهيم كه، از او، عشق و محبت مستمر و مداوم دريافت كرده باشيم،او به ما بها بدهد، برايمان ارزش قائل باشد و به ما بفهماند كه، تنها براي رفع نياز جنسي خود در كنار ما قرار نمي گيرد و اين كار او در تداوم عشق و محبتي است كه به ما دارد، بنابراين ما از او امنيت،صميميت و وفاداري دريافت مي كنيم و از اين راه به اوج لذت مي رسيم.اما زماني كه احساس مي كنيم او تنها موقع نياز جنسي خود،مي خواهد به ما نزديك شود، او را يك بيگانه به تصوير در مي آوريم كه تنها قصد سوء استفاده از ما را دارد، در حالي كه هيچ ارزشي براي ما قائل نيست، پس طبيعي است كه او عشق و محبت خود را در راه ديگري به مصرف مي رساند،در اين موقع حس بدي در ما بيدار مي شود، احساس نا امني، وحسي كه ما را وا مي دارد او را مورد باز خواست قرار دهيم. ما زنان مانند شما مردان كه در كار خود جدي و داراي برنامه ريزي هستيد در كار عشقبازي خود چندان جدي و خشك و با برنامه نيستيم،ما اهل ناز كردنيم و شما بايد ناز ما را بخريد. اين نيست كه وقتي به عشق ورزي و ابراز احساسات نياز داريم، به طور سيستماتيك از شما بخواهيم به ما محبت كنيد.هنگامي كه لب به گله و شكايت باز مي كنيم،دنيا بر روي سر شما مردان خراب نشود كه دنبال راه چاره باشيد و مدام در گوش ما زمزمه مي كنيد كه راهكار چنين و چنان است،كافي است در آن لحظه، ما را بغل كنيد دستي بر سر و صورتمان بكشيد و با ما اظهار عشق و علاقه كنيد تا همه اين گله و شكايت ها به عشق و دل دادگي مبدل شود.در حقيقت گاهي يك راه جلب توجه ما غُر زدن است،ما غر مي زنيم تا شما ما را نوازش كنيد، ناز ما را بكشيد و ما را مورد توجه خود قرار دهيد. ما كار سختي از شما نمي خواهم كه از مطرح كردن خواسته هايمان دلخور شديد،ما قصد كنترل دائمي شما را نداريم،ما پر توقع و زياده خواه نيستم،شما مردان تصور نكنيد اگر به ما عشق و محبت ورزيديد ما لجام گسيخته و غير قابل كنترل مي شويم .بر عكس عشق و محبت ما را رامتر وآرامتر مي كند سطح توقعات ما را پايين مي آورد، و خيالمان از جانب شما راحت مي شود، كه عشقي كه حق ما بود به ديگري نثار نمي كنيد.شايد هم از اينكه نياز به عشق ما مداوم است مضطرب شديد؟در نگاه اول براي شما مردان كمي بعيد است كه بتوانيد يك بار اضافي همچون يك عشق و محبت دائمي را با خود حمل كنيد اما همينكه اين عشق در وجود شما لانه كرد و آن را به صورت ملكه ذهني خود در آورديد،خيلي زود در مي يابيد كه همين عشق يك آرامش بدون وصف به شما هديه مي كند كه همين عشق مي تواند شما را در مقابل بسياري از آسيب ها بيمه كند. آنچه ما را خشنود و سرزنده نگه مي دارد عبارت است از اينكه ما از جانب شما مردان احساس تعهد و وفاداري و پايبندي كنيم،گاهي از ما تمجيد،تعريف و تحسين كنيد و از به زبان آوردن جمله"عزيزم دوستت دارم" كوتاهي نكنيد، ما را به خلوتگاه ذهن خود راه دهيد و از آنچه در ذهن مي گذرانيد ما را مطلع كنيد،هرگز آدم مرموز و اسرار آميز به نظر نياييد، با ما مكالمه و ارتباط داشته باشيد و به حرف هايمان خوب گوش فرا دهيدهنگامي كه با ما رابطه برقرار مي كنيد ما احساس امنيت و آسودگي خاطر مي كنيم.براي ما در زندگي اهميت قائل باشيد و براي اجراي برنامه هاي زندگي نظر ما را هم جويا شويد،در زندگي گفتار و رفتاري داشته باشيد كه ما به ثبات قدم شما و قابل اعتماد بودنتان تكيه كنيم.در طول شبانه روز، فارغ از هر فكر متفرقه، انگيزه ذهن ما انباشته از باور است.بسیاری از این باورها نسل در نسل به ما منتقل شده و ما تصور می كنیم این باورها توسط دیگران بازبینی و اصلاح شده ویا از ناحیه مقدس به ما منتقل گردیده است،پس ما بدون آنكه آنها را نقد و برسی كنیم،برای تصمیم گیری در زندگی خود به طور ناخودآگاه از این باورها کمک می گیریم.ابزار باز بینی باورها خرد است،خرد زمانی می تواند وظیفه خود را انجام دهد كه ما از راه مطالعه، تحقیق و استدلال آن را پرورش داده باشیم.انبوه باورهای فسیل شده در ذهن، به ما اجازه نمی دهد از خرد خود پیروی كنیم مگر آنكه آن را بیدار نگه داریم . منبع:رازهای دل | |
| زنان در روابط چگونه به خودشان ضربه ميزنند؟ Posted: 24 May 2013 11:47 AM PDT زنان در روابط چگونه به خودشان ضربه ميزنند؟ مجموعه: روانشناسی زناشویی ![]() بعد از اتمام یك ارتباط رمانتیك و نزدیك، همه آدمها احساس قربانی شدن دارند و حتی یك لحظه هم به این فكر نمیكنند كه ممكن است خودشان مقصر اصلی از هم پاشیدگی ارتباطشان باشند. هرچند زنان در مقایسه با مردان بیشتر سراغ كتابهای مربوط به روانشناسی روابط میروند اما این زنان هستند كه دو برابر مردان به جدایی فكر میكنند. بیشترین شكایت زنان این است كه مردان از حل مشكلات زناشویی طفره میروند و در مقابل مردان ساكت و آرام همه چیز را تحمل میكنند و خودشان را قربانی یك ارتباط ناموفق میدانند اما بالاخره در جایی و در لحظهای خاص این مردان هستند كه كاملا غیرمنتطره دستهایشان را به نشانه تسلیم بالا میآورند و اینجاست كه حتی بهترین و برازندهترین زنها هم نمیتوانند مانع تصمیم جدایی باشند كه شریكشان گرفته است. اما چرا؟ وقتی مردان كم میآورند اگر یك خانم جوان هستی و به تازگی از همسرت جدا شدهای بهتر است به جای قربانی فرض كردن خودت، كمیمنطقی در مورد جدایی بین خود و همسرت فكر كنی و برای همین قبل از هر چیز باید با ذهنیت مردان و احساسات درونیشان در مورد زنان آشنا شوی. تقریبا میشود گفت درصد زیادی از مردان این دیدگاه را در مورد شریكشان دارند كه چرا با همه تلاش و توجه نسبت به ارتباط زناشوییشان، همچنان مورد انتقاد و سرزنش خانمها قرار میگیرند. آنها معتقدند، زنان تنها برای شكایت آفریده شدهاند. حالا چه شكایت و انتقاد شما درست و بجا باشد و چه نباشد، سرزنش كردن زنان حتی میتواند بهترین و رمانتیكترین ارتباطها را هم از هم بپاشاند. مردان دوست ندارند مورد انتقاد قرار بگیرند و از زنانی كه میخواهند آنها را با توجه به سلیقه خود تغییر دهند بیزارند، حتی اگر عاشق شریكشان باشند. مردان بهدنبال زنانی هستند كه آنها را همانجوری كه هستند بپذیرند. اگر در یك ارتباط موفق و پرسوزوگداز عاشقانه هستید و عادت به غرزدن و انتقاداز شریكتان را دارید، بهزودی شاهد فرار همسرتان خواهید بود. بهتر است تا دیر نشده یاد بگیرید كه شریكتان را همانطور كه هست دوست داشته باشید. زنان مستقل مراقب باشند استقلال داشتن و روی پای خود ایستادن، ویژگی خیلی خوبی است اما اگر یك خانم هستی یادت باشد خیلی این خصوصیتت را به رخ شریكت نكشی. مردان از زنانی كه تمام كارهایشان را بدون كمك همسرشان انجام میدهند فراری هستند، آنها دلشان میخواهد كه زنان روی قدرت و حمایت آنها حساب كنند و در واقع تكیهگاه شما باشند. البته یادتان باشد نباید در این موضوع خیلی زیادهروی كرد چون به همان اندازهای كه زنان بسیار مستقل میتوانند مردان را از خود دور كنند، زنان خیلی محتاج و كسانی كه حتی برای خرید خمیر دندان به كمك شریكشان نیازمندند، مورد تنفر و بیزاری مردان قرار میگیرند. شاید برایتان غیرمنطقی بهنظر برسد اما این تصمیم شماست كه بین یك ارتباط پایدار و ناپایدار یك كدام را انتخاب كنید. دلیل مهمیكه زنان، مردان را ترك میكنند دلایلی كه مردان، زنان را به خاطر آن ترك میكنند خیلی بیشتر از دلایلی است كه زنان به خاطر آن مردان را ترك میكنند و جالب اینجاست كه زنان در بیشتر بحثها و مشكلات بهدنبال راهحل هستند هرچند دو برابر مردان به جدایی فكر میكنند و در این شرایط مردان با بروز یكی از دلایلی كه برایتان گفتیم و ادامه پیدا كردن آن، آسانترین راه را جدایی میدانند. زنان بهدنبال توجه مردان هستند و دوست دارند مركز توجه شریكشان قرار بگیرند. بیتوجهی حتی بیشتر از كتك و آزار و اذیتهای فیزیكی میتواند زن را نسبت به مرد سرد كند. بیشترین شكایت زنان در مورد مردان، روی این موضوع است كه چرا مردان در تصمیمگیریهایشان نظر و دیدگاه آنها را نمیپرسند. مردانی كه نسبت به كارهای شریكشان بیتفاوت هستند و در كارهای مورد علاقهشان، مشوق خوبی نیستند، به تدریج باعث دوری و سردی روابط میشوند. زنان، مردانی كه خیلی تودار هستند را نمیپسندند و در عوض دوست دارند شریكشان در مورد احساسات و باورهایش با آنها صحبت كند. آنها از مردان مرموز بیزار هستند. در اختلافهای زناشویی مردانی كه عادت به معذرتخواهی ندارند باعث آزار شریكشان میشوند و این موضوع در درازمدت باعث جدایی ارتباط خواهد شد. با وجود این زنانی كه محبت و توجه كافی را از سمت شریكشان دریافت كنند میتوانند سختترین شرایط را هم تحمل كنند و این همان اصل مهمیاست كه مردان باید به آن عمل كنند. اینكار، مردان را فراری میدهد مردان از گریه كردن زنان بیزارند، به خصوص زنانی كه حتی در سادهترین و كوچكترین بحثها اشكشان در میآید نمیتوانند در دراز مدت مورد علاقه و توجه یك مرد قرار بگیرند. مردان عاشق زنان منطقی هستند و این همان ویژگی است كه دوست دارند همسرشان آن را داشته باشد. زنانی كه میخواهند مردان را تحت كنترل خود در بیاورند نمیتوانند ارتباط پایداری را داشته باشند. موضوع مهم دیگر بحث آزادی مردان است. بعضی از مردان آنقدر در ارتباطهایشان توسط شریكشان محدود میشوند كه حتی نمیتوانند با دوستان و همكاران خود فضایی برای صحبت و ارتباط داشته باشند و این اتفاق زنگ خطری است كه باید جدی گرفت. مردان نیاز به فضا دارند و اگر این فضا را از آنها سلب كنید دیر یا زود آنها شما را ترك خواهند كرد. زنانی كه هرگز از وضعیت چهره و اندام خود راضی نیستند نمیتوانند مورد علاقه مردان قرار بگیرند. آن دسته از زنانی كه مدام از وضعیت خود برای شریكشان ابراز ناراحتی و نارضایتی میكنند با سرعت مردان را از خود فراری میدهند. مردان بهدنبال زنان شادوقوی هستند و اگر شریك زندگیشان اعتماد به نفس كافی نداشته باشد، به سرعت از او بیزار میشوند و یك ارتباط، هرچند رمانتیك و نزدیك را ترك خواهند كرد. منبع:مجله ایده آل | |
| Posted: 24 May 2013 11:28 AM PDT فیل تنها حیوانی است که نمی تواند بپرد. ستاره دریایی مغز ندارد. اختاپوس سه قلب دارد. قلب میگو در مغز آن است. ماهی قرمز تنها وقایع تا سه ثانیه قبل را به یاد می آورد. مورچه ها هرگز نمی خوابند. اگر ماهی قرمز را در محل تاریکی نگه دارید کم کم یه سفید تغییر رنگ می دهد. سگ های خال دار بدون خال متولد می شوند. حلزون ها می توانند تا سه سال بخوابند و در این مدت هیچ غذایی نخورند. موریانه ها وقتی به موسیقی هوی متال گوش می دهند چوب را با سرعت دو برابر می خورند. مقاومت موش صحرایی در برابر بی آبی بیشتر از شتر است. صدای نهنگ آبی بلند ترین صدایی است که یک موجود زنده می تواند تولید کند. ساس ها می توانند ۱۳۰ بار بلندتر از طول خود بپرند. یعنی در مقایسه، یک فرد ۱۷۰ سانتی اگر توانایی مانند ساس ها داشت باید می توانست حدود ۶۸۰ متر بالا بپرد! دایناسور استگوساروس حدود ۹ متر طول داشت اما مغزش به بزرگی یک گردو بود. وقتی ملکه زنبور عسل وارد کندو می شود، آواز خاصی را زمزمه می کند، به این منظور که زنبورهای کارگر را تحریک کرده تا اگر ملکه دیگری وجود دارد به خاطر وی بجنگند. خرس های قطبی می توانند تا ۲۵ مایل در ساعت( معادل تقریبا ۴۰ کیلومتر در ساعت) دویده و تا ۶ پا (۱٫۸۲ متر) در ارتفاع بپرند و همچنین با توجه به جنس موی بدنشان، توسط دوربین های مادون قرمز قابل تشخیص نیستند. | |
| مامانی،بابایی،خدا یعنی کی؟یعنی چی؟ Posted: 24 May 2013 11:19 AM PDT مامانی...بابایی...خدا یعنی کی ؟؟یعنی چی؟؟ این سوال یکی از سوال های بسیار شیرین کودکانست که با یک جواب دغدغه بسیاری از والدین این است که آیا میتوانند با فرزندانشان درباره درست و قانع کننده همه چیز عوض میشه موضوع پیچیده ای چون خدا صحبت کنند؟ آیا بچهها را میتوان با مفاهیمی چون خدا، پیامبر، جهان آخرت، آفرینش و هستی، تکلیف، عبادت و مانند آن آشنا کرد و درباره آنها بحث کرد؟ حرف زدن درباره خدا از این جهت حائز اهمیت است که میتواند بهترین راه برآوردن مهمترین نیازهای کودکان باشد، زیرا کودکان بیش از بزرگسالان خود و اطرافیانشان را نیازمند به تکیه گاه قوی و مهربانی میبینند که قادر است همه آرزوهای آنها را برآورده سازد. فایده دیگر صحبت کردن درباره خدا از این جهت است که همه چیز را در دنیا توضیح میدهد: زیبایی طبیعت، تولد نوزاد یا مرگ یک دوست، که با این توضیح (مرتبط کردن رویدادهای طبیعی به خدا) نوعی احساس شگفتی نیز همراه است، زیرا روح کودک به دنبال عجایب و اسرار میگردد و زمانی که برای پرسشهای کلیدی خود پاسخی منطقی مییابد، احساس آرامش میکند. وقتی کودک حوادث تلخ و شیرینی از این قبیل را با خدا مرتبط بداند، هم در شناخت خود نسبت به خدا عمیقتر میشود و هم روح او که به دنبال عجایب و اسرار است، ارضاء میشود. حرف زدن درباره خدا، به کودک احساس امنیت میدهد، زیرا خدا جاودانی و مافوق همه تغییرات است و در دنیایی که همه چیز آن زودگذر است، اعتقاد به خدا میتواند بهترین حامی و راهنمای اخلاقی کودک باشد. و بالاخره، توجه به خدا و احساس نیاز به او، مایه آرامش روح و روان کودک میشود، زیرا این احساس در فطرت و نهاد انسان از کودکی قرار داده شده و طبق فرمایش پیامبر اسلام، کودک مادامی که اطرافیانش او را از پرستش خدا باز نداشتهاند، دارای فطرت خداپرستی و ایمان است. متأسفانه با وجودی که خداشناسی برای کودکان و فرزندان یک ضرورت مهم و نقطه عطفی در زندگی آنان است، والدین از این موضوع غافلند و به ضرورت آن توجه کافی ندارند. گمان والدین این است که آموزش خدا و اعتقادات دینی، برای کودک ضرورتی ندارد و این کار وظیفه آنان نیست و کودکان خود باید با وسعت دادن به معلومات و گزاره های ذهنی، به سطحی از معرفت و دانش برسند که ضرورت اعتقاد به خدا را درک کنند و این در زمانی است که آنان به سن جوانی میرسند، غافل از اینکه کودکان توان درک این مفاهیم را دارند و در این شرایط اگر با آنها درباره خدا به طور صحیح و منطقی صحبت نشود، سعی میکنند اعتقاد به خدا را در اعمال و رفتارهای والدین بیابند، زیرا آنچه والدین بدان عمل میکنند، بیش از آنچه میگویند روی ذهن کودک تأثیر میگذارد. یعنی کودک زمانی بیشتر با خدا آشنا میشود که اعتقادات مذهبی را به طور عملی در زندگی والدین ببیند. حال اگر عمل والدین مطابقت چندانی با دین نداشته باشد، کودک درک صحیحی از دین پیدا نمیکند. اینجاست که ضرورت آموزش صحیح دین به کودکان، بیشتر روشن میشود. برای این که کودکان درک صحیحی از خدا داشته باشند، لازم است به آنها اجازه دهید آزادانه درباره خدا گفتگو کنند؛ زیرا بهترین راه ارتقای معنویت در کودکان، راحت و آشکار حرف زدن از خداست. اصل علمیای که اکثر روانشناسان آن را تأیید میکنند، این است که بگذارید بچهها خود گفتگو را هدایت کنند و عقایدشان را بگویند و بعد با سۆال کردن از نظرات شما، موضوع را پی گیری کنند. اگر پیش فرضی درباره رشد، درک و برداشت کودک از خدا، در هر مرحله سنی او داشته باشیم، با اطمینان بیشتری میتوانیم به او کمک کنیم. در این جا به مراحل رشد روانی کودک و این که در هر مقطع چگونه باید با او درباره خدا حرف بزنیم، اشاره میکنیم: 1 تا 3 سالگی: یادمان باشد که بذر ایمان از همان سالهای اولیه زندگی کاشته میشود. بنابراین خداشناسی در این سن اهمیت زیادی دارد. کودکان نوپا میتوانند کلماتی را که از مفاهیم مقدس برخوردارند یاد بگیرند. در ابتدا، آموزش باید از کلماتی مانند: قرآن، خدا، پیامبر و امام آغاز شود. اگر بچهها به سادگی با این کلمات مأنوس نشوند، بعدها پایه ای برای آموزش مفاهیم بزرگ نخواهند داشت. همچنین باید اعتقاد به عشق و محبت را در آنها تقویت کنید؛ این مهمترین چیزی است که خدا را به کودکان خردسال میفهماند. به آنها بگویید که خداوند دوستشان دارد و همواره از بچهها مراقبت میکند. آموزش خدا و اعتقادات دینی برای کودک نکته دیگر این که کودک به این جهت که یکی از وابستهترین موجودات دنیاست، در تأمین نیازهای خویش، به والدین وابستگی کامل دارد. اگر کودک از این جهت مشکلی نداشته باشد و والدین در محبت و توجه به او از چیزی فروگذار نکنند، از اعتماد به آنها، اعتماد و توکل به خدا را نیز میآموزد. 3 تا 5 سالگی: در این مرحله این سۆال غلط است که: «چه طور کودک را وادار کنم به خدا اعتقاد پیدا کند؟»، چه اینکه این اعتقاد درونی به صورت اجمال، در فطرت و آفرینش او وجود دارد. پرسش صحیح این است که: «چطور به او نشان دهم که خدا در زندگیاش حضور دارد؟» زمانی که بچهها در برابر شگفتیهای اطرافشان حیرت زده میشوند، از چیزی ناراحتند یا شادی ناگهانی را تجربه میکنند، زمینه فکریشان برای این مسئله آماده است و شما میتوانید حضور خدا را با حرف زدن در این باره، به آنها نشان دهید. مثلاً وقتی کودک 5 ساله شما از مرگ پدر بزرگش غمگین و تعجب زده است، از شما میپرسد: پدر بزرگ پس از مرگ چه میکند؟ آیا او در بهشت است؟ او در واقع به اطمینان خاطر نیاز دارد. در پاسخ به او بگویید: تو چه فکر میکنی؟ او احتمالاً در پاسخ میگوید: پدر بزرگ الآن در بهشت در کنار فرشتگان است. شما در این هنگام نظر او را تأیید کنید. همچنین وقتی کودک در تولد فرزند جدید اظهار خوشحالی یا شگفتی میکند، به آسانی میتوانید خدا را به او نشان دهید. یا هنگام خوردن غذا، برای او توضیح دهید که این غذاها از جانب خداوند است، و ما باید از او سپاسگزاری کنیم. آنگاه همگام با کودکتان، مراسم شکرگزاری را به جای آورید. در فاصله سنی 3 تا 5 سال، کودکان خدا را غالباً موجودی چون یک رهبر روحانی میدانند. چنین برداشتی به این پرسشها میانجامد: «آیا خدا میخوابد؟ خدا کجا زندگی میکند؟ غذای او چیست؟» برای فیصله دادن این موضوع و ارضای حس کنجکاوی و تخیل کودک، جوابی صادقانه به او بدهید، مثلاً بگویید: «نمیدانم.» به یاد داشته باشید، کودک در سنی نیست که بتواند چیزی بیش از این پاسخ اجمالی، درک کند. اما اگر در پاسخ به او بگویید: خدا چیزی نمیخورد و جا و مکانی ندارد، نه تنها قانع نمیشود بلکه دچار سردرگمی بیشتری میشود. بعد شما از او سۆالاتی بپرسید که نسبت به گفتگو علاقهمند شود. به خاطر داشته باشید، همیشه سۆالات او را جدی بگیرید و هرگز مورد تمسخر قرار ندهید. بچهها نمیتوانند منتقدانه فکر کنند و صحبتهای شما را مورد ارزیابی قرار دهند. بنابراین وقتی با کودک پیش دبستانی درباره خدا حرف میزنید، کارشناس شمایید؛ دقت کنید حرفی نزنید که بعدها پشیمان شوید. مثلاً اگر به او بگویید: «هر وقت بدرفتاری کنی، خدا عصبانی میشود.» او خدا را در تخیل خود پدر عصبانی مجسم میکند که آماده است او را برای هر اشتباهی تنبیه کند. | |
| Posted: 24 May 2013 11:15 AM PDT ترمیم زندگی در کمترین زمان ![]() پیش از خواندن این یادداشت، مقاله " آسمان آفتابی در انتظار شماست!!" را بخوانید. اگر دائما این تفکر را که «درستترین عملکرد انسان زندگی کردن است، نه وجود داشتن» در ذهن تان نشخوار می کنید، باید بگویم این فرصت را غنیمت بشمارید و کمر همت تان را ببنید و با خود بگوئید: «وقتش رسیده، باید کمی تغییر ایجاد کنم». در ادامه این دل نوشته، برای آن دسته از افرادی که دوست دارند از یکنواختی همیشگی نجات پیدا کنند و زندگی را با تمام وجود تجربه کرده و آن طور که خود خواهانند از آن لذت ببرند، پیشنهاداتی را بیان می کنیم: کسانی که دوستتان دارند را شناسایی کنید نگاه جستجوگرانه خود را دراطرافتان بچرخانید و کسانی که دوستتان دارند را رد یابی کنید و بشناسید. به افرادی در زندگی تان توجه کنید که چندان دوست داشتنی نیستند اما شما را دوست دارند. سعی کنید شما هم آنها را ، حتی اگر چندان هم دوستداشتنی رفتار نمیکنند، دوست داشته باشید؛ چون بهیادماندنیترین افراد زندگی شما خواهند بود. همیشه خودتان را دوست داشته باشید حماقت ها، کم کاری ها، ناتوانایی ها و ... باعث می شود گاهی از دست خود چنان ناراحت و دلگیر شوید که زبان به طعنه بگشاید و بگوئید من آدم کاملی نیستم و حقیرم . اما شما باید به این باور برسید که چون دیگران، خود را نیز دوست بدارید و در ذهن تان ارزش دوست داشتنی بودن خود را حک کنید . برای دستیابی به این هدف، این تمرین را با خودتان شروع کنید. سعی کنید بچه ها را با وجود شیطنت های بسیارشان دوست بدارید، مادرتان را به خاطر غرهای بی امانش دوست داشته باشید، همسرتان را با آن که مطیع حرف تان نیست دوست بدارید، دوستی را که هر بار از دادن بدهی اش به شما طفره می رود دوست داشته باشید و... بدین سان است که مطمئناً شما خواهید توانست خودتان را هم چون آدم هایی که کامل نیستند ولی دوست داشتنی هستند، دوست بدارید. کارهایی را انجام دهید که در آینده ممنون خودتان باشید کارهایی که هر روزه انجام می دهید به مراتب باارزش تر و مهمتر از کارهایی است که هراز چند گاهی انجام می دهید. سعی کنید کاری را انجام دهید که ارزش انجام دادن داشته باشد و در آینده از خودتان نیز متشکر باشید ، چون آنچه امروز انجام داده اید به بهای سنگین یک روز از زندگی تان خریداری می شود. ![]() نیمه پر لیوان را ببینید خوشبختی در چند قدمی شماست فقط کافی است دست از شکایت کردن در مورد مشکلاتی که دارید، بردارید و به خاطر همه مشکلاتی که ندارید، متشکر و شکرگزار باشید. غنی و ثروتمند بودن به خود شما و نگاه تان بستگی تام دارد، می توانید به دو صورت این احساس را در خود پرورش دهید یا هر آنچه را که می خواهید باید داشته باشید و بدست آورید و یا این که به آنچه دارید قناعت کنید و راضی باشید. تلاش کنید سپاسگزار و قدردان همه چیزهایی که دارید و حتی ندارید باشید، چون با این روش از لحظه لحظه زندگی تان نهایت لذت را خواهید برد و با اتکا به این اندیشه، برای به دست آوردن روزهای خوش فردا توان حرکت و مقابله در خود ایجاد خواهید نمود و با روزهای بد زندگی به بهترین وجه ممکن خواهید جنگید. درونتان را کند و کاو کنید به جای آن که کار کنیم تا زندگی کنیم انگاری زندگی می کنیم تا کار کنیم؛ پیمانه ذهن مان را آنقدر لبریز از تهی ها و پوچ های آشفته و مغشوشی می کنیم که جای خالی برای اندیشه های سبز باقی نمی گذاریم؛ جام قلب مان را آنقدر از ناراحتیها و کینههای جدید و قدیم پر وخالی می کنیم که رد پای انها را برای همیشه حک می کنیم ... گاهی برای تجدید قوا و نیرومندی لازم است از روزمرگی فرار کنیم و به طبیعت درون مان پناه ببریم گاهی باید از چند قدم عقب تر به خودمان نگاه کنیم و همه چیز را مجددا مورد وارسی قرار دهیم . گاهی سعی کنید چشمانتان را بشوئید و جور دیگری نگاه کنید، گاهی تیشه به ریشه اندیشه های واهی و توهمات خود بزنید و نفس تازه کنید و از ویرانه خرابی های دلتان بگریزید و زندگی را به گونه ای دیگر تجربه کنید. برای فراغت، وقت بگذارید برای آرامش دل و روان تان، تفرجی به دیار بیرون از خودتان داشته باشید و به دور از مشغله های کاری و تشویش های همیشگی و درگیرهای ذهنی ، زمانی را برای تفریح کردن و لذت بردن از زندگی خود اختصاص دهید. از زندگی لذت ببرید تماشای غروب آفتاب یا وقت گذراندن با یکی از اعضای خانواده و هزاران لذت کوچک دیگر، موهبت های خدادادی و رایگانی هستند که ما به آنها التفات نمی کنیم و لذت نمی بریم . این در حالی است که ممکن است یک روز در عین حسرت آن ها را آرزو کنیم و متوجه بزرگ بودن آنها شویم . پس بهتر است یاد بگیرید از ساده ترین لحظات و کوچکترین چیزهای زندگی نهایت استفاده و لذت را ببرید. امروز و آینده را فدای گذشته نکنید قبول کنید گذشته هر آنچه که بوده است، گذشته است و قابل تغییر، فراموشی و یا پاک کردن از زندگیتان هم نیست، لاجرم چاره ای جز پذیرش آن ندارید، حتی اگر مفتخر کارهایی نباشید که در گذشته انجام داده اید. پس این واقعیت را بپذیرید که گذشته امروز نیست و اجازه ندهید گذشته حال و آینده شما را بدزدد. باور داشته باشید که شما به جرم ممکن الخطا بودن دچار اشتباهات و مشکلاتی شده اید و تاوان ان را نیز با افسوس های امروز و یا دیروزتان پرداخته اید اما هم اکنون شما اشتباهاتتان نیستید، مشکلاتتان هم نیستید، بلکه با قدرت شکل دادن به زمان حال و آیندهتان اینجایید. ترمیم همیشه کارساز نیست گاهی اوقات باید بگذرید و از نو شروع کنید و چیزی بهتر بسازید. ترمیم چیزهای شکسته همیشه کارساز نیست گاهی روابط و موقعیت ها به قدری مخدوش و به هم ریخته شده اند که چسباندن آنها به زور هم ، نه تنها چاره کار نیست بلکه شرایط را بدتر و وخیمتر از قبل هم می کند . این بار سعی کنید قدرت خود را در توانایی ادامه دادن رها کنید و به دیگر قدرت خود در توانایی شروعی دوباره میدان جولان دهید و ان را بیازمائید. منبع:تبیان | |
| ()() صنــــدلی داغ با حضور saibot (کاربر ویژه انجمن) ()() Posted: 24 May 2013 11:12 AM PDT نقل قول:
مرسی خانوم مدیر :hiddend (9): | |
| سخت گيري در روز امتحان ممنوع / اين شيوه جواب نمي دهد Posted: 24 May 2013 11:01 AM PDT سخت گيري در روز امتحان ممنوع / اين شيوه جواب نمي دهد ![]() كارشناسان مي گويند، سخت گيري بيش از حد در روزهاي امتحانات، عملكرد دانش آموزان را كاهش مي دهد و آنان را از رسيدن به اهداف خود ناكام مي گذارد. هر چند رسيدگي بيش تر به فرزندان در روزهاي امتحانات، مي تواند ميزان موفقيت دانش آموزان را افزون كند اما به همان نسبت، سخت گيري مفرط مي تواند نتايج ضعيفي براي آنان ببار آورد. به عقيده كارشناسان، از آنجا كه نتيجه امتحان دانش آموزان براي والدين و آموزش و پرورش مهم است از اين رو اولياي دانش آموزان با نزديك شدن به فصل امتحان حساس مي شوند و با صحبت كردن و سخت گيري هاي متعدد، زمينه فشار و اضطراب را براي آنان فراهم مي كنند، عوامل اجرايي مدرسه نيز در افزايش اضطراب امتحان بين دانش آموزان موثر هستند. والدين و معلمان بايد در روزهاي امتحانات با دانش آموزان همكاري بيشتري داشته باشند، آنان را به درس خواندن تشويق و از سرزنش كردن فرزندان خود خودداري كنند، در پايان هر امتحان، دانش آموز را مورد بازخواست قرار ندهند. والدين در روزهاي امتحانات از رسيدگي به امور فرزندان خود غافل نشوند و تا حد امكان از سپردن كارهاي حاشيه اي و غير مرتبط با درس، به آنان خودداري كنند. در اين روزها به تغذيه و استراحت فرزندان خود بيش از پيش اهميت دهيد زيرا تغذيه و استراحت مناسب و كافي در موفقيت دانش آموزان در امتحانات موثر است. دانش آموزان در شب امتحان بايد شام سبك و كم حجم بخورند و مصرف ميوه نيز به دليل اثر مثبت بر سوخت و ساز بدن توصيه مي شود. مصرف غذاهاي شيرين، مواد داراي گلوكز، فسفر، غذاهاي دريايي، عسل، خرما و كشمش در اين ايام ضروري است از سوي ديگر دانش آموزان بايد در ايام امتحانات از مصرف تنقلاتي كه ارزش غذايي ندارد، خودداري كنند. خوردن دوغ و ماست موجب خواب آلودگي مي شود و از اين رو دانش آموزان پيش از امتحان از خوردن آن پرهيز كنند. دانش آموزان مي توانند با رعايت رژيم غذايي خود در ايام امتحانات، موفقيت بيشتري كسب كنند. در فصل امتحانات به ويژه پايان هر سال تحصيلي، دانش آموزاني كه با برنامه ريزي قبلي به مطالعه درس هاي خود پرداخته باشند دغدغه كمتري نسبت به ديگران دارند و مي توانند با سپري كردن روزهاي امتحان، نتيجه خوبي را براي خود رقم بزنند. هر چند دانش آموزاني كه در طول سال تحصيلي، درس هاي خود را روزانه آماده مي كنند درصد موفقيت آنان بيش از دانش آموزاني است كه در شب امتحان به فكر آمادكردن مطالب درسي مي افتند اما اين دسته از دانش آموزان نبايد دلسرد شوند و بايد در فرصت باقي مانده به مطالعه درسي بپردازند. يكي از عواملي كه در زمان امتحانات، باعث استرس و اضطراب دانش آموزان مي شود محل و شيوه برگزاري آزمون است، مكاني كه براي اين امر در نظر گرفته مي شود بايد داراي نور مناسب، صندلي هاي راحت و محيطي ساكت باشد تا دانش آموزان بتوانند با تمركز بهتري به پرسش ها پاسخ دهند. عوامل اجرايي آزمون بايد علاوه بر فراهم كردن محيطي امن و به دور از هر گونه سر و صدا، با دانش آموزان برخورد مناسبي نيز داشته باشند. اضطراب امتحان بيشتر بين دانش آموزان دوره هاي راهنمايي و متوسطه به ويژه در امتحانات هماهنگ ديده مي شود و در دوره ابتدايي با اجراي طرح ارزشيابي توصيفي، اين مشكل در حال برطرف شدن است. به باور كارشناسان، طرح ارزشيابي توصيفي يكي از راه هاي برطرف كردن اضطراب دانش آموزان است و معلمان بايد از شيوه اجراي اين طرح، اطلاعات كافي داشته باشند. كارشناسان مي گويند، نظام آموزشي كشور به دليل نتيجه محور بودن، موجب اضطراب دانش آموزان مي شود. | |
| مبارزه با استرس، با خواب بعدازظهر Posted: 24 May 2013 10:56 AM PDT مبارزه با استرس، با خواب بعدازظهر ![]() ژنهای ما كاركرد ساعت بدنمان را تعیین میكنند. درواقع دو بار خوابیدن، یكبار ظهر و یكبار شب، بخشی از ریتم طبیعی بدن بزرگسالان است. در مجموع این تصور وجود دارد كه دلیل گرایش به خوابیدن هنگام ظهر خوردن غذای سنگین است. «گوران هایاك» پژوهشگر خواب میگوید: «خوردن غذای مفصل تنها دلیل گرایش شدید به خواب بعدازظهر نیست. افرادی كه حدود ساعت هفت صبح از خواب بیدار میشوند، معمولا حدود ساعت دو بعداز ظهر احساس خوابآلودگی میكنند. البته خوردن ناهار باعث میشود كه این احساس زودتر به سراغمانآید.» «چرت بعدازظهر» برای رفع خستگی كار روزانه و تجدید نیرو بسیار مفید است. نكته مهم در مورد برنامهریزی برای خواب بعدازظهر این است كه نباید طولانیتر از ۲۰ دقیقه باشد تا فرد وارد مرحله عمیق خواب نشود. زیرا در این صورت بیدار شدن و از سر گرفتن فعالیت و كار روزانه سختتر خواهد شد. ما در موقعیتهای مختلف سعی میكنیم كمبود خواب شبانه را در طول روز جبران كنیم. «هایاك» اعتقاد دارد كه این كار امكانپذیر است، اما باید توجه كرد كه خواب هنگام روز بیشتر از ۲۰ دقیقه طول نكشد، در غیر این صورت تنظیم مدت زمان مناسب برای خواب شبانه دشوار میشود. هایاك میگوید: «مبارزه با خستگی و خوابآلودگی یعنی استرس. در صورتی كه استراحتی كوتاه در قالب چرت بعدازظهر این استرس را از بین خواهد برد. هدف از خواب بعدازظهر خوابیدن عمیق نیست، بلكه رسیدن به آرامش عمیق و تمدد اعصاب است.» منبع: سلامت نیوز (تندرستی) | |
| مزرعه اناناس را تا به حال دیدین؟؟؟؟؟؟ Posted: 24 May 2013 10:40 AM PDT مزرعه اناناس را تا حالا دیدین ؟؟؟؟ من ندیده بودم..............................! ![]() | |
| یه جـاهای قشنـگی تو زنـدگی هـست ... زیبا و خواندنی ... از دست ندین .. Posted: 24 May 2013 10:38 AM PDT | |
| افراد شاد، موفق ترین ها در محیط کار Posted: 24 May 2013 10:34 AM PDT افراد شاد، موفق ترین ها در محیط کار ![]() روانشناسی-اگر افراد در یك روز كاری، دارای خلق و خوی شادی باشند، به احتمال زیاد نسبت به روزهای دیگر، خلاقتر هستند. از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشوده ذهن بوده و تفكر خلاق دارند. شاد بودن نه تنها مراحل زندگی هر فرد را تحت تاثیرات مثبت قرار می دهد بلکه در محیط کار نیز همین شاد بودن در جهت هر چه بهتر انجام شدن کار نقش بسزایی دارد. بطوری که انرژی مثبتی که از یک فرد شاد انتقال می یابد اثرات معجزه آسایی دارد که نگو و نپرس : افراد شاد، بهتر از دیگران كار میكنند : افراد شاد، حامل پیامها و رفتارهای شادی بخش هستند و در محیط كار، روابط خوبی با همكاران دارند در نتیجه : - در كار گروهی، همكاری بهتری خواهند داشت. - اگر مدیر باشند، روابط خوبی با كاركنان دارند. - اگر در مشاغل اداری و خدماتی باشند، مشتریان راضیتر خواهند بود. - اگر در بخش فروش باشند، میزان فروش بیشتری خواهند داشت. افراد شاد، خلاقترند : اگر افراد در یك روز كاری، دارای خلق و خوی شادی باشند، به احتمال زیاد نسبت به روزهای دیگر، خلاقتر هستند. از نظر فرآیند شناختی، افراد شاد به لحاظ روانی، منعطف و گشوده ذهن بوده و تفكر خلاق دارند. افراد شاد، به جای آن كه مرتب شكایت كنند مشكلات را حل می كنند : وقتی شغل خود را دوست نداشته باشید، هر كپه خاك به نظر یك كوه میآید. دشوار است بتوانید هر مشكلی را بدون زحمت و تلاش و فقط با نقزدن حل كنید. شاد بودن موجب میشود که به مشكلات، از جنبههای مختلف بنگرید. افراد شاد، انرژی بیشتری دارند : افراد شاد، از انرژی بیشتری برخوردارند بنابراین بهتر میتوانند از عهده كارها برآیند. افراد شاد، خوشبینترند : افراد شاد، مثبتاندیشتر و دارای چشم انداز مثبتی هستند. دكتر "مارتین سیلگمن" خوشبینی را روشی برای موفقیت و بهرهوری بیشتر میداند. افراد شاد، با انگیزه ترند : انگیزه كم بهمعنی بهره وری پایین است. یكی از روشهای مطمئن افزایش انگیزش در افراد، تقویت روحیهی شادابی در آنان است. افراد شاد، كمتر بیمار میشوند : اگر شغلتان را دوست نداشته باشید، احتمال اینكه به بیماریهایی مانند دیابت، فشارخون، سردرد، زخم معده، دیسك كمر و ... مبتلا شوید، زیاد است. افراد غمگین، بیشتر مستعد استرسها و افسردگیهای شغلی هستند. نتایج مطالعهای كه در زمینهی تأثیر فشارهای شغلی بر سلامت در میان بیش از دو هزار نفر از پرستاران در "آمریكا" صورت گرفت، نشانمیدهد پرستارانی كه شغل خود را دوست ندارند، بیش از دیگران در معرض ابتلا به سایر بیماریها هستند و سلامت جسمی و درمانی آنان، بیشتر از كمتحركی و سیگاركشیدن، در معرض خطر میباشد. افراد شاد، آموزش پذیرترند : وقتی شاد و در كمال آرامش هستید، ذهنتان برای یادگیری مطالب جدید، آمادهتر است؛ درنتیجه بهرهوری افزایش مییابد. افراد شاد، كم تر نگران خطا كردن هستند؛ در نتیجه كم تر مرتكب خطا میشوند: وقتی در محیط كار، شاد هستید، خطاهای تصادفی، كم تر شما را دچار هراس میكند؛ به خودتان مسلط میشوید و از این خطا پند میآموزید و به كارتان ادامه میدهید، به دیگران نمیگویید: "دست و پایم را گم كردهام، كار را شما ادامه دهید"؛ بلكه استوار و محكم مسؤولیت خطا را پذیرفته، عذرخواهی كرده و آن را جبران میكنید. این نگرش همراه با آرامش، بدین معنیست كه احتمال بروز خطا را كم كردهاید. افراد شاد، بهتر تصمیم میگیرند : روشهای كاری افراد غمگین، حادثهساز است چون تمركز حواس كافی ندارند، در چارچوب اهداف سازمان فعالیت نمیكنند و اینكه آنی تصمیم بگیرند، زیاد است؛ برعكس افراد شاد، تصمیمات بهتر و منطقیتری میگیرند و در كارشان همیشه اولویتبندی وجود دارد. | |
| جملاتی الهام بخش در زندگی عاشقانه و جاودانه ...... بسیار زیبا Posted: 24 May 2013 10:34 AM PDT | |
| Posted: 24 May 2013 10:32 AM PDT ![]() | |
| اینجا ایران است / ممنوعیت های عجیب و خنده دار Posted: 24 May 2013 10:31 AM PDT ![]() «آببازی ممنوع است» جمعه هفتم مرداد٬ ۱۳۹۰ در پارک آب و آتش٬ جوانان با تفنگهای آبپاش به روی هم آب گشودند. ۱۰ مرداد، احمدرضا رادان جانشین فرمانده نیروی انتظامی از دستگیری عدهای در پارک آب و آتش خبر داد و اعلام کرد: «آببازی ممنوع است.» | |
| انتخابات آزاد راه حل بهتر اداره شدن کشور Posted: 24 May 2013 10:17 AM PDT ![]() غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی و شهردار پیشین تهران است "فقط انتخابات آزاد و مشارکت مردم راه حل بهتر اداره شدن" ایران است. آقای کرباسچی به روزنامه اعتماد که در تهران منتشر می شود گفته است که "ما هیچ وقت این فساد را در کشور نداشتیم که الان هست" و "هیچ وقت این قدر فشار اقتصادی و مشکلات موجود در روابط خارجی نداشتیم." غلامحسین کرباسچی از شمار چهره های اصلی جریان اصلاحات و طیف سیاسی اصلاح طلبان است و در بسیاری از برنامه های نوسازی سیاسی و اجتماعی دو دهه اخیر ایران نقش داشته است. او به آماده شدن برخی از جریان های سیاسی برای شرکت در رقابت های انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ اشاره کرده و گفته "در نبرد قدرت برای کسی فرش قرمز پهن نمی کنند بلکه باید خودمان این فرصت را به وجود بیاوریم و زمینه حضور و مشارکت عمومی را فراهم کنیم." غلامحسین کرباسچی در جریان انتخابات مناقشه برانگیز ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ از حامیان مهدی کروبی بود و در رقابتهای انتخاباتی اعلام شد که در صورت پیروزی آقای کروبی، او معاون اول رئیس جمهور خواهد شد. آقای کروبی و میرحسین موسوی، دو نامزد انتخابات از بهمن ۱۳۸۹ در حبس خانگی قرار دارند. آقای کرباسچی در پاسخ به سئوال روزنامه اعتماد که چرا شما بعد از حوادث انتخابات در سکوت فرو رفتید گفته است: "هیچ وقت سکوت نکردم بلکه در آن شرایط زمینه ای برای فعالیت سیاسی و تبلیغاتی نبود." دبیرکل حزب کارگزارن سازندگی گفته است که "ما در اصلاحات با کسی اعلام جنگ نمی کنیم ما طرفدار روش های غیر خشونت آمیز و دگرگونی هایی در جهت اصلاح امور از درون حاکمیت بودیم. من فعالیتم را با همان شکل و وضعیت داشتم." شماری از چهره های جریان اصلاح طلب در ایران در ماه های اخیر به دفعات تاکید کرده اند که اصلاح طلبان "برانداز نیستند" و چنین برنامه ای نداشته اند. به تازگی محمد خاتمی، رئیس جمهور پیشین ایران با ابراز تمایل تلویحی نسبت به حضور اصلاح طلبان در انتخابات آینده ریاست جمهوری، نسبت به دادن اجازه به آنان برای شرکت در رقابت های انتخاباتی ابراز تردید کرده و اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام هم برگزاری انتخابات آزاد را "راه حل بخشی از مشکلات" ایران خوانده است. برخی از چهره های سیاسی و نظامی رقیب اصلاح طلبان، پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸، در سخنرانی های عمومی اصلاح طلبان را "برانداز" و "فتنه گر" خوانده و خواستار ادامه محدودیت در فعالیت های سیاسی و اجتماعی آنان هستند. در برابر، برخی از چهره های جریان اصولگرا از جمله محمدرضا باهنر، نایب رئیس مجلس، از حضور "برخی از اصلاح طلبان که در در جریان فتنه حضور نداشتند" برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ استقبال کرده است. 'همه اصلاح طلب شده اند' آقای کرباسچی در این گفت و گو به درآمدهای دولت محمود احمدی نژاد طی هفت سال گذشته اشاره کرده و گفته در اختیار داشتن پنجاه درصد درآمد نفتی تاریخ ایران در دولت نهم و دهم، "بهترین موقع برای بارور کردن اقتصاد آزاد" در ایران بود.او گفته که "احمدی نژاد و تیمش شرایطی ایجاد کرد که همه اصلاح طلب شده اند. الان همه دنبال اصلاح وضع موجودند." آقای کرباسچی گفت: "ما همیشه در حال بحث و مذاکره سیاسی هستیم و انتخابات هم یکی از این موضوعات است." دبیرکل حزب کارگزارن سازندگی کاهش فعالیت های این حزب در سال های اخیر را به دلیل شرایط سیاسی حاکم بر کشور خوانده، اما گفته است که اصلاح طلبان خواسته ای جز فراهم شدن لوازم حضور در انتخابات ندارند. آقای کرباسچی با یادآوری شرایط ایران به روزنامه اعتماد گفته است که "اصلاح طلبان خوشبختانه امروز روسفید هستند و نیاز به فعالیت چندانی ندارند. بسیاری از آنچه هشدار می دادند اتفاق افتاده و گرفتاری هایی که در کشور آزار دهنده شده خود بهترین معرف صحت برنامه های اصلاحات است… کافی است رای دهندگان توجه کنند که در این فاصله فرهنگ، اقتصاد و سیاست کشور به کجا رسیده است." یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران قرار است روز جمعه بیست و چهارم خرداد سال آینده خورشیدی برگزار شود. | |
| Posted: 24 May 2013 10:13 AM PDT شما اسم اینو چی میزارید....................؟ ![]() | |
| بخشیده شدن یک اعدامی در حین اعدام+عکس Posted: 24 May 2013 10:10 AM PDT | |
| Posted: 24 May 2013 10:04 AM PDT سپاسگزارم دوست عزیز بسیار جالب و اموزنده بود . متاسفانه ندیدن نکات مثبت و عجولانه قضاوت کردن جزو خصوصیات ما شده . به راستی چه کسی متولی تغییر نگاه مردم یک کشور و اصلاح فرهنگ اونها هست . ایا نباید از خودمان شروع کنیم ؟ ایا باید همواره منتظر یک منجی و مصلح باشیم .؟ تا چه زمانی اینگونه میتوان زندگی کرد ؟ | |
| Posted: 24 May 2013 09:52 AM PDT ﺍﯾﻨﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺟﻠﺴﻪ ﺍﻣﺘﺤﺎﻥ ﺟﻮﺍﺑﻬﺎﺭﻭ ﺩﺭﺷﺖ ﺗﻮ ﺑﺮﮔﻪ می نوﯾﺴﻦ، ﺍﯾﻨﺎ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﻋﺎﺩﯼ ﻧﯿﺴﺘﻦ ﺍﻭﻟﯿﺎ ﺍﻟﻠﻪ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﯾﻨﻬﺎ ﻋﻨﺪ ﺭﺑﻬﻢ ﯾﺮﺯﻗﻮﻧﻦ :a (21)::a (21)::a (21)::a (21)::a (21)::a (21)::a (21)::a (21)::a (21): | |
| Posted: 24 May 2013 09:32 AM PDT | |
| Posted: 24 May 2013 09:06 AM PDT «بسمالله الرحمن الرحیم فعسی ان تکرهوا شیئاً و یجعل الله فیه خیراً کثیرا (سوره نساء - آیه 19). ملت شریف، فهیم و متدین ایران اسلامی از سال 1337 که عملاً وارد مبارزه علیه استبداد و استعمار شدم و اوج آن وقتی بود که امام (ره) رسما" نورافکن مبارزه را بدست گرفتند تا امروز، همواره آنچه در توان جسمی و فکری خود داشتم، در جهت ایجاد عدل و اعتدال و اعتلای ملی، نشر معارف اسلام به ویژه مکتب اهل بیت(ع) و خدمت برای تأمین رفاه و آرامش مردم در نظام اسلامی، بهکار گرفتم و تاکنون در این راه، ناملایمات و تیرهای زهرآگینی را به جان خریده و خواهم خرید و همیشه دعا و لطف خداوند و حمایت مردم به من روحیه داده و خواهد داد. از حدود یک سال پیش که زمزمه انتخابات ریاست جمهوری شروع شد، هر وقت فرصت دیدار با اقشار و صنوف مختلف مردمی، خانوادههای معظم شهدا و ایثارگران 8 سال دفاع مقدس، شخصیتها، بزرگان دینی و دانشگاهی، فرهنگی، سیاسی، قضایی، هنرمندان، کارگران، صنعتگران، کشاورزان، ورزشکاران، زنان، جوانان و حقوقدانان برایم فراهم میشد، تأکید میکردند "در این مرحله که کشور دچار مشکلات و معضلات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و مهمتر از آن، تهدید و تحریم خارجی و تفرقه سیاسی شده، انتظار دارند برای پاسداری از خون شهدا و رنج جانبازان و آزادگان و خانوادههای ایثارگران و اعتلای کشور و رفاه فرزندان این مرزبوم وارد میدان شوم". با توجه به آشنایی کاملی که با موانع حضور و مشکلات پیش رو داشتم و علیرغم میل خود و بستگان، برای کمک به خلق حماسه سیاسی، که آنرا پیش شرط رسیدن به حماسه اقتصادی مورد تاکید رهبری میدانم در آخرین لحظات فرصت قانونی، ثبتنام کردم. اینک خاضعانه از تمامی شما مردم عزیز ایران اسلامی و همه شخصیتها و بزرگان دینی و علمی و دوستانی که چه قبل از ثبتنام و چه در مدت کوتاه پس از آن، اینجانب را مورد لطف و محبت صمیمانه خود قرار دادند، بهویژه کسانی که در سراسر کشور با برپایی ستادهای خودجوش مردمی، زحماتی را متحمل و متقبل شدهاند، تشکر و قدردانی میکنم و توصیه مینمایم که فرصت تقویت وحدت و همدلی را که در ستادها، میان نیروهای معتدل اصلاحطلب و اصولگرا ایجاد شد، به عنوان حُسن آغازی برای تداوم این حرکت حفظ کنند. اگر اعتلای کشور و عزت و رفاه ملت در سایه نظام اسلامی، هدف اعلا و آرزوی همه ماست، رواست در این راه مشکلات و تلخیها، ما را از ادامه این راه مقدس باز ندارد؛ زیرا برای حفظ نظام مقدسمان و ملت و کشورمان تحمل سختیها و بیحرمتیها شیرین است. در بیابان گر به شوق کعبه خواهی زد قدم/ سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور» | |
| آنــان كــه دولتی را محمل ریا كنند... آيـا بـُـوَد كـه چند سالی ما را رها كنند!؟ Posted: 24 May 2013 08:50 AM PDT نصایح الرجال«فردا»/ حافظ و تفسیر«زنده باد بهار» آنــان كــه دولتی را محمل ریا كنند... آيـا بـُـوَد كـه چند سالی ما را رها كنند!؟ پس یکی از مریدان تا این شنید، از جای خود جهید و برگه ای برداشت و سوالی بر آن نوشت و به حافظ داد. پس شیخ حافظ شیرازی نگاهی به آن انداخت و گفت: «مریدی ما را پرسیده که:«آنــان كــه دولتی را محمل انحراف كننـد...آيـا بـُـوَد كـه چند سالی ما را رها كنـنـد؟ /معشـوق چـون نـقـاب ز رخ در نـمـي كـشـد...هـر كـس حـكـايـتـي بـه تـصــوّر چـرا كـنـنـد!؟ سرویس خواندنیهای «فردا» : در این فروردین که هوا مفرح ذات است،گاه بوق های انکر الاصواتی به سیاست بازی مشغول می شوند و فرح بهار را می زدایند. برای پیشگیری از این امر در ایام نوروز از نصایح بزرگان علم و ادب بهره می گیریم و جامه ذوق در حوض ادب می افکنیم تا اسفند یاران کهنه خو از میان برخیزند و بهاردلان سبک بار به میدان آیند. این شما و این نصایح حکیم حافظ شیرازی ... ********************** آورده اند که به مکتب خانه ای شیخ شمس الدین حافظ شیرازی نشسته بود و درس و بحثش به راه بود و جمله مریدان را درس می آموخت و می سرود: «ای که در انتخابات مقامی داری تو مبادا که نظر به جائی داری!! ای صبا سوختگان بر سر ره منتظرند گر از آن یار بهاری، تو پیامی داری! خال سرسبز تو خوش بهاری است ولی بر کنار چمنش وه که چه دامی داری!! بوی کج از لب خندان قدح میشنوم بشنو ای خواجه اگر رای مشائی داری چون به هنگام وفا هیچ ثباتیت نبود میکنم شکر که بر جور دوامی داری! بس دعای سحرت مونس جان باید بود تو که چون حافظ شبخیز کلامی داری!! پس یکی از مریدان تا این شنید، از جای خود جهید و برگه ای برداشت و سوالی بر آن نوشت و به حافظ داد. پس شیخ حافظ شیرازی نگاهی به آن انداخت و گفت: «مریدی ما را پرسیده که: «آنــان كــه دولتی را محمل ریا كننـد آيـا بـُـوَد كـه چند سالی ما را رها كنـنـد؟ معشـوق چـون نـقـاب ز رخ در نـمـي كـشـد هـر كـس حـكـايـتـي بـه تـصــوّر چـرا كـنـنـد!؟ حـالـي درون پــرده بـسـي فـتـنـه مــي رود تا آن زمان كه پـرده بـر افـتـد چـههــا كـنـنـد!؟» و خود در جواب فرمود: گر سنگ از اين حديـث بـنـالـد عـجـب مـدار این مردمان حـكـايـت دل خوش ادا كـنـنـد! مـِي خور كه صـد گـنـاه ز اغـيـار در حـجـاب بـهـتـر ز طـاعـتـي كـه بـه روي و ريـا كـنـنـد! چون حُسن عاقبت نه به رنديّ و زاهديست آن بـه كـه كار خـود بـه عـنـايـت رهـا كـنـنـد! دردم نـهـفـتـه بــِــــه ز طـبـيـبـان مــدّعــي بـاشـد كـه از خـزانــــهي غـيـبــم دوا كـنـنـد حــافـــــظ دوام وصـل مـيـسّـر نـمـي شـود! مردم كـم الـتـفـات بـه حـال مشاء كـنـنـد باز مرید پرسشی نوشت و به دست حافظ داد و حافظ گفت: «این مرید باز ما را پرسیده که: مشکلی دارم ز دانشمند مجلس بازپرس توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر میکنند؟ گوییا باور نمیدارند روز داوری کاین همه قلب و دغل در کار داور میکنند؟ و به طریق تاسف، باز خود در جواب فرمود: یا رب این نودولتان را با خر خودشان نشان کاین همه ناز از غلام ترک و استر میکنند! صبحدم از عرش میآمد خروشی عقل گفت روزها را ندانم مردمان چون سر میکنند!» پس درس ادامت داد که: «کاندید آن نیست که مویی و میانی دارد بنده طلعت آن باش که آنی دارد!! شیوه جن و پری گر چه عجیب است ولی خوبی آن است و لطافت که فلانی دارد!! در ره عشق نشد کس به یقین محرم راز هر کسی بر حسب فکر گمانی دارد مرد زیرک نکند ز گلیم پای دراز هر بهاری که به دنباله خزانی دارد!! مدعی گو لغز و نکته به حافظ مفروش کلک ما نیز زبانی و بیانی دارد» سخن به اینجا که رسید، مولانا شمس الدین مزرع سبز فلک دید و داس مه نو و یادش از کشته خویش آمد و هنگام درو و با چشم اشک آلود بود سرود: «در عهد دولت عدل محور جرم پوش حافظ قرابه کش شد و مردم دلار فروش!! صوفی ز کنج صومعه با پای خم نشست تا دید مشائی مکتب ایران کشد به دوش احوال چاوز و بهار و مکتب ایرانشان کردم سؤال صبحدم از پیر می فروش گفتا نه گفتنیست سخن گر چه محرمی درکش زبان و پرده نگه دار و می بنوش ساقی بهار میرسد و وجه مینماند فکری بکن که خون دل آمد ز غم به جوش نفس است و انحراف و زنده باد بهار! عذرم پذیر و جرم به ذیل کرم بپوش» پ. خالتور | |
| گر تو افلاطون و لقمانی به علم.... من به یک دیدار نادانت کنم! Posted: 24 May 2013 08:47 AM PDT مناظره الرجال«فردا»/مباحثه ای میان «لقمان حکیم» با «فرزاد حسنی» گر تو افلاطون و لقمانی به علم.... من به یک دیدار نادانت کنم! مولانا لقمان فرمود: «من لقمان حکیم هستم! شغلم...» پس مولانا حسنی پای برهنه به میان سخن او پرید و ریسمان سخنش درید!! که: «حالا که چی؟ من خودم رتبه زیر صد دانشگاه سراسریم قربونش!! مهندس مییکانیک و لیسانس بازیگری دارم و از هر انگشتم شیش تا هنر می ریزه. دفعه پیش رادان رو آوُردم تو برنامه بهش گفتم: «حالا خودت رو معرفی کن! معرفی کرد خودش رو!!! شمام جای این حرف ها خودت رو معرفی کن ببینیم چی کاره هستی؟» سرویس خواندنیهای «فردا»:«مناظره الرجال» بخش جدیدی از مطالب طنز «فردا» است که حال و هوایی مشابه با تذکره الرجال دارد. در این سری مطالب میان رجال مباحثاتی در می گیرد که به زبان طنز نیم نگاهی به مسائل روز دارد. بدیهی است که نظرات سازنده شما کاربران عزیز می تواند به بهترین وجه به غنای این مطالب یاری کند.در این مطلب «رفیق بیکلک» روایت مباحثه ای میان «لقمان حکیم» با «فرزاد حسنی» را برعهده گرفته است. ****************************************** آورده اند که روزی روزگاری برنامه ای بود چمدان نام! که فرزاد حسنی – ادام الله ممنوع التصویره- مجری اش بود و در آن از اکابر و بزرگان قوم، دعوت به عمل می آمد و از زحمات آنان سخن ها می رفت. در یکی از آن برنامه ها مولانا لقمان را دعوت نمودند و میان آن دو گفتگویی شنیدنی درگرفت. ![]() در ابتدا، مولانا حسنی گره در اَبروهای صاف کرده اش انداخت و لبان را غنچه کرد و دماغ عمل کرده اش را بالا گرفت و موهای افشانش را تکان داد و گفت: «آره قربونش!! بگووو ببینم لُقی جون! خودت رو معرفی کن مردم بشناسنت!! تو که مثل ما چهره نیستی!! بگو ببینیم کی هستی؟ قربونش!! مولانا لقمان فرمود: «من لقمان حکیم هستم! شغلم...» پس مولانا حسنی پای برهنه به میان سخن او پرید و ریسمان سخنش درید!! که: «حالا که چی؟ من خودم رتبه زیر صد دانشگاه سراسریم قربونش!! مهندس مییکانیک و لیسانس بازیگری دارم و از هر انگشتم شیش تا هنر می ریزه. دفعه پیش رادان رو آوُردم تو برنامه بهش گفتم: «حالا خودت رو معرفی کن! معرفی کرد خودش رو!!! شمام جای این حرف ها خودت رو معرفی کن ببینیم چی کاره هستی؟» پس لقمان گفت: «من حکیم هستم!!» پس مولانا حسنی ناگاه گریبان درید و فریاد کشید: «مولانا آ سِد میلان روومی!!! در صحیفه خود، فرموده است که: «لا تَعرّفُ مِن نفسٍ حمارٍ الی حُسنی!! یعنی هر کس که از خود تعریف کنه خیلی خره!! گاو منه!! به جز مولانا حسنی که از بزرگان و ترانه سرایان و بازیگران و مهندسان و صورت قشنگان است!! فهمیدی؟ آره قربونش اینجوریاس!!» پس مولانا لقمان شگفت کرد و انگشت حیرت گزید و فرمود: «من...» پس مولانا حسنی فرمود: «آخه چرا اِنقدِ منم منم می کنی؟ معلومه نمی دونی جلو کی نشستی ها!! عاشقی بر من پریشانت کنم کم عمارت کن که ویرانت کنم گر دو صد خانه کنی زنبوروار چون مگس بیخان و بیمانت کنم تو به دست من چو مرغی مردهای من صیادم دام مرغانت کنم ور تو افلاطون و لقمانی به علم من به یک دیدار نادانت کنم اصلاً آخه کسی تو رو نمی شناسه که!! اینم که آوردمت تو برنامه فقط واسه اینکه یکی از مردم اومد یقه منو گرفت گفت: «جناب آقای حسنی –دامت برکاته!! گفتم: «بگو قربونش!!» این یارو لقمان رو می شه لطفا بیارین در برنامه زیبا و پرمحتواتون که مجری فوق العاده و شیرین سخنش شما هستید؟ جناب آقای حسنی!!؟» منم گفتم: «آره قربونش! میآرمش!!» حالا اومدی اینجا هی منم منم میکنی!!» پس روی به پشت صحنه کرد و گفت: «چقدر وقت داریم فدات شم!!؟ وقت نداریم؟ خوب پس لقی جون!! اگه با آقای حسنی و مردم کاری چیزی داری، حرف آخرت رو بگو!! تا بعدش من هم خداحافظی کنم!»» پس مولانا لقمان حیران و پریشان از کردة این جوان دهان به سخن گشود که: «آ...» پس مولانا حسنی گفت: «چرا انقد بهت فشار اومده حالا!! چرا صورتت رو کج و ماوج می کنی و رخساره تو در هم می کشی و اون لب و لوچ و دَک و پوزت رو قیقاژ می کنی قربونش؟ آره خوب!! حرف راست شنیدن از بزرگون رسانه و رو در رو باهاشون نشست و برخاستن با اکابری مثل ما، خوف به جون نحیف شوماها و هر کی بیاد جولوو ما بیشینه میندازه که لال مونی گرفتی لابد؟ قربونش!؟ و گر نه که خوب بلبلی می کردی تو این ادبیات کهن پارسی؟!! در آخرم خیلی تشکر می کنم از خودم که به حرف های گهر بارم گوش کردم!! تا برنامه ای دیگه تو کف سیمای یوسفانه و صدای داوودی من باشید و سایه عالی تون مستطیل!! » پس روی به دوربین کرد و گفت: «ممدی سر کوچه واسدا من الان برنامم تموم شد جستی خودم و می رسونم!! سر رام تونستم می رم سیا رو هم میارم!! واسدا جَخدی اومدم فربونش!!» نقل است پس از اتمام برنامه مریدان به گرد لقمان حلقه زدند و از مناظره او با فرزاد حسنی پرسیدند، فرمود: دانی که ادب از که آموختم؟» مریدان فرمودند: «از بی ادبان؟» فرمود: «آری! اما بیش از همه از عبید زاکانی و فرزاد حسنی!» با چه یاران دغا و دغلی ساخته ام ادب از بی ادب آموز که لقمان گوید! رفیق بی کلک | |
| جای آن است که خون موج زند در دل من...زین تغابن که مخبر شکند بازارم! Posted: 24 May 2013 08:41 AM PDT مناظره الرجال«فردا»/مباحثه ای میان «جمشید مشایخی» با «احمد پورمخبر» جای آن است که خون موج زند در دل من...زین تغابن که مخبر شکند بازارم! پسرش از در درآمد که: «پدر چه نشسته ای، که در همین کوچه پایینی تست بازیگری گیرند!!! من که پذیرفته نشدم، تو نیز بخت خود بیازمای!!! باشد که مقبول افتد و جملگی عاقبت به خیر شویم!!!» پس چون مولانا پورمخبر از ماجرا آگاه شد، پابرهنه به جانب آن مکان روان شد و مولانا عطاران به سان عشق در یک نگاه!!! او را برای بازی در فیلمش شیفته و خواهان شد و کارش بالا گرفت! سرویس خواندنیهای «فردا»:«مناظره الرجال» بخش جدیدی از مطالب طنز «فردا» است که حال و هوایی مشابه با تذکره الرجال دارد. در این سری مطالب میان رجال مباحثاتی در می گیرد که به زبان طنز نیم نگاهی به مسائل روز دارد. .در این مطلب «رفیق بیکلک» روایت مباحثه ای میان «جمشید مشایخی» با «احمد پورمخبر» را برعهده گرفته است. ************************ نقل است که شبی از شب ها مولانا پورمخبر در حیات بنشسته بود و قلیانی چاقی همی کرد که ناگاه ندایی از زیر زمین خانه اش بلند شد، که او را گفت: ای که هفتاد رفت و در خوابی مگر این چند روزه دریابی!! مخبرا! قدر خود بدان، زیرا گوهری در صدف، تو نایابی!!! پس او را حالی عجب درگرفت و با خود گفت دیگر از پا ننشینم تا به مقامات عالیه رسم!! ![]() پس بعد از ظهر همان روز زنگ خانه اش به صدا در آمد و پسرش از در درآمد که: «پدر چه نشسته ای، که در همین کوچه پایینی تست بازیگری گیرند!!! من که پذیرفته نشدم، تو نیز بخت خود بیازمای!!! باشد که مقبول افتد و جملگی عاقبت به خیر شویم!!!» پس چون مولانا پورمخبر از ماجرا آگاه شد، پابرهنه به جانب آن مکان روان شد و مولانا عطاران به سان عشق در یک نگاه!!! او را برای بازی در فیلمش شیفته و خواهان شد و کارش بالا گرفت!!! چنان که همگان انگشت به دهان بماندند که: «سر پیری و معرکه گیری و بازیگری؟!» روزها گذشت و تا آنکه روزی روزگاری مولانا احمد پورمخبر، کلاه شاپو بر سر و دستمال یزدی بر دست، در حالی که با نیم دنگ صدایش، به شیوه کوچه باغی، ترانه فاخری با ترجیع بند: اگه یادش بره که وعده با من داره، وای وای وای !!!! اگه پیغوم بده، دیگه دوسم نداره وای وای وای... و قس علی هذا را زمزمه می کرد، به استادنا جمشید خان مشایخی رسید و او را گفت: «ای بابا جمشید جون!!! آخه نوکرتم چرا اینقدر کم کار شدی تو؟! حیف نیست شوما با این همه کمالات توی خونه بیشینی و دست رو دست بذاری؟! بیا حالش و ببر!!! مگه نشنیدی شاعر میگه: حالا پاشو کاری بکن...برقص و خوشحالی بکن!!! مانند ما شو!! بشین و پاشو... تا این که کبکت بخونه!!! پس این اشعار می خواند و حرکات موزون به شیوه بابایی که او را کرم می نامیدند، از خود بروز می داد!!! پس مولانا مشایخی او را گفت: «دریغا و صد حیف که وقتی چون شمایی در سن هفتاد سالگی کشف می شوی، و در هر شبکه و بر روی پرده هر سینمایی تصویرت نمایش دهند، امثال منی عزلت را به حضور ترجیح دهیم که به قول شاعر: جای آن است که خون موج زند در دل من زین تغابن که پور مخبر شکند بازارم! پس پیرنا پورمخبر او را گفت: «برو حالش و ببر!!! جمشید تو خیلی ما رو دست کم گرفتی! مثل اینکه نشنفتی رضا عطاران لقب اعجوبه به من داده!!! تفاوت من با تو اینه که تو شانس داشتی و زودتر کشف شدی، اما ستاره اقبال من تازه توی هفتاد سالگی درخشید!!!» پس مدتی در این بگو مگو بگذشت و مولانا مشایخی حیران از عمق فاجعه فقط سر تکان همی داد تا اینکه پیرنا پورمخبر او را گفت: «حالا جشمید! مال دنیا اینقد ارزش نداره! من یه پیشنهاد برات دارم، اگه حالش و می بری بگم!!!» پس مولانا جمشید او را اجازت داد. پس گفت: «چش شیطون کر! هنر در شش و ریه خانواده ما وول وول می کنه!!! به پسرت آق نادر مشایخی بگو، یه آهنگی برای این باجناق ما بسازه، چون صدای خوب توی خونواده ما ارثیه!!!!!!» پس مولانا جمشید تعجب بکرد و او را گفت: « مگر باجناقت کیست؟!» پس بگفت: «عباس دیگه!!! چطور نمیشناسی! عباس قادری!!! اگه تو این کارو واسه ما بکنی، من هم در عوض تو رو به چند تا کارگردان، که خداییش خوب پول می دن معرفی میکنم!!! اگه قبوله بزن قدش!!!» پس مولانا مشایخی که هر لحظه بر درجه حیرتش افزون می گشت او را جواب دندان شکنی بداد و گفت: « احتیاجی به نادر نیست، تو کارت با نوازنده ای که شب های جمعه در سر کوچه ما ساز همی زند، راه بیافتد!!! اگر بخواهی توانم شما سه نفر با هم آشنا کنم!!!» پس این جملات بگفت و به راه افتاد... در این حین پیرنا پورمخبر که از پیشنهاد او به شعف!!! آمده بود، گفت: «دمت گرم پیشنهاد خوبیه جمشید!!! پس ما کی بیام پیشت؟! چرا می ری بابا!!! داشتیم حالش و می بردیم!!! وایسا... جمشید...» الله اعلم! رفیق بی کلک | |
| جاسبی که دانشجو می گرفت همه عمر..دیدی که چگونه دانشجو جاسبی بگرفت؟! Posted: 24 May 2013 08:36 AM PDT مناظره الرجال«فردا»/مباحثهای میان برادران دانشجو جاسبی که دانشجو می گرفت همه عمر..دیدی که چگونه دانشجو جاسبی بگرفت؟! پس چون مولانا جاسبی این تفسیر شنید حالش دگرگون شد و نعره ای مردانه بکشید و از برای ایجاد مانع بر سر این خواب ، شهریه دانشگاهش را ده برابر بکرد تا دانشجویان دیگر توان درس خواندن نداشته باشند و از شدت لاغری به دیدار معبود بشتابند! آنگاه در ادامت، دژی استوار در بالای کوهی بلند بساخت، تا شاید از گزند تیر قضا در امان بماند! مکانی که بعدها علوم تحقیقاتش نامیدند! اما شد آن چه شد! سرویس خواندنیهای «فردا»:«مناظره الرجال» بخش جدیدی از مطالب طنز «فردا» است که حال و هوایی مشابه با تذکره الرجال دارد. در این سری مطالب میان رجال مباحثاتی در می گیرد که به زبان طنز نیم نگاهی به مسائل روز دارد. بدیهی است که نظرات سازنده شما کاربران عزیز می تواند به بهترین وجه به غنای این مطالب یاری کند.در این مطلب « رفیق بی کلک» روایت مباحثه ای میان«برادران دانشجو» را برعهده گرفته است. ********************************* آورده اند که روزی مولانا جاسبی خوابی عجب بدید و رنگ از رخسارش پرید. پس معبران حاذق به دانشگاه آزاد دعوت نمود، تا تفسیر این خواب عجب واگویند. پس ایشان را بگفت: «دیشب خواب دیدم که سه دانشجوی لاغر، استادی چاق را بلعیدند!!! تعبیر این خواب آشفته را چه دانید؟!» پس معبری دنیا دیده او را گفت: «یا عبدالله! بیاید روزی که سه دانشجو به ریاست بلامنازع تو در دانشگاه آزاد پایان دهند! پس فکری به حال خویش کن!» سپس این شعر به نشانه تصدیقی برای حرفش بخواند: جاسبی که دانشجو می گرفت همه عمر دیدی که چگونه دانشجو جاسبی بگرفت؟! پس چون مولانا جاسبی این تفسیر شنید حالش دگرگون شد و نعره ای مردانه بکشید و از برای ایجاد مانع بر سر این خواب ، شهریه دانشگاهش را ده برابر بکرد تا دانشجویان دیگر توان درس خواندن نداشته باشند و از شدت لاغری به دیدار معبود بشتابند! آنگاه در ادامت، دژی استوار در بالای کوهی بلند بساخت، تا شاید از گزند تیر قضا در امان بماند! مکانی که بعدها علوم تحقیقاتش نامیدند! اما شد آن چه شد! ![]() نقل است که چون کار کامران بالا گرفت و جبه وزارت برتن نمود، فرهاد و خسرو جلسه ای ترتیب بدادند و یکدگر را گفتند:« برادرمان کامران که روزگاری مثنوی خسرو فرهاد از بر می کرد، اکنون به اعلی منصب علمی کشور رسیده است! چه نشسته ایم که سر ما بی کلاه مانده!» پس بلند شدند! و به نزدش رفتند و پرسیدند: «ای برادر ما را برگو که این مقام وزارت از کجا یافتی؟!» پس مولانا کامی صدایش را صاف نمود و بر میز وزارت ضرب گرفت و این بیت مناسب حال خویش بخواند که: من اگر کامروا گشتم و وزیر چه عجب کامران بودم و اینها به زکاتم دادند! پس فرهادنا او را گفت: «یا کامران! مارا پندی ده تا بی نیاز وآزاد شویم!» پس گفت: «به فطرتتان مراجعت کنید!» پس گفتند: «چگونه؟!» گفت: «مگر نه این است که پدرانمان نسل اندر نسل دانشجو بودند، پس بکوشید تا دانشجویان را راهبر باشید وبه طریق آکادمیک آزاد شوید!» پس گفتند: «آخر چگونه؟!» گفت: «مولانا جاسبی را دریابید!!!» آورده اند فرهاد زودتر از خسرو مطلب را گرفت! و در چشم بر هم زدنی در پی کسب منصب مولانا جاسبی روان شد و اندکی بعد به مراد دل بی قرارش رسید! در این حین مولانا خسرولب به اعتراض گشود و کامران را گفت: مرهم به دست و ما را مجروح می گذاری؟! یعنی آنکه «شما دو نفر از بچگی یکدیگر را حامی بودید و مرا به بازی نمی گرفتید! پس سهم من از دانشگاه کجاست؟!» پس مولانا کامران او را به فرهاد حوالت داد! و مولانا فرهاد نیز برای آنکه دل برادر نرجاند، به طریق اشارت آستین برفشاند و طی حکمی اختیار کلیه واحدهای علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد به او سپرد! پس مولانا خسرو خنده ای از روی رضایت بکرد و بگفت: «در دایره خدمت!!! ما نقطه پرگاریم! لطف آنچه تو اندیشی، حکم آنچه تو فرمایی!!!» نقل است که روزی مولانا فرهاد را پرسیدند: « یا فرهاد! ما را برگو که چند سال رئیس دانشگاه آزاد بخواهی ماند؟!» پس اندکی تامل بکرد و گفت: « قانونا که چهارسال، لیکن عرفش بیست و نه سال است!» از برادران دانشجو جملات عالی نقل است! از جمله اینکه مولانا فرهاد فرموده بود: «اگر رئیس دانشگاه آزاد شوم، شهریه ها را پایین می یاورم و حقوق استادان را بالا می برم!!!» مولانا کامران نیز درباب احتمال کاندیداتوری اش در ریاست جمهوری فرموده بود: «تنها هدف من خدمت به مردم است، اما عده ای برای رسیدن به سمت بالاتر خدمت کنند، که من علاقتی به این فعالیت ها ندارم!!!» تا این حد بی برنامه خدمت می کرد! همچنین فرموده بود: «برنامه ای برای ازدواج موقت دانشجویی نداریم!!!» آورده اند که روزی عده ای از استادان دانشگاه های کشور تظاهرات بکردند که: «چرا شان ما رعایت نکرده اید؟!» پس ایشان را گفتند: «از چه روی؟!» گفتند: «از آنجا که پس از این همه سال زحمت در عرصه علمی کشور سه دانشجو به ریاست بر ما گذاشته اید!!!» رفیقِ بی کلک | |
| برو به کار خود ای عادل این چه فریاد است...مرا فتاد فشار خون، تو را چه افتاده است!! Posted: 24 May 2013 08:29 AM PDT مناظره الرجال«فردا»/مباحثه ای میان «امیر قلعه نویی» با «عادل فردوسی پور» برو به کار خود ای عادل این چه فریاد است...مرا فتاد فشار خون، تو را چه افتاده است!! چون تیم سپاهان با مربیگری امیر خان قلعه نویی از لیگ قهرمانان آسیا حذف بشد، مولانا عادل در یکی از زمین های تهران فوتسال بازی می کرد و بر زیر توپ همی بزد، پس چون خبر حذف سپاهان به او دادند، به طریق شادی و دست افشانی بالا و پایین پریدن آغاز نمود!!! پس این نکته به گوش امیرخان قلعه نویی رساندند و او جملاتی غیر قابل ذکر، ذکر نمود تا حدی که جگرش حال آمد! سرویس خواندنیهای «فردا»:«مناظره الرجال» بخش جدیدی از مطالب طنز «فردا» است که حال و هوایی مشابه با تذکره الرجال دارد. در این سری مطالب میان رجال مباحثاتی در می گیرد که به زبان طنز نیم نگاهی به مسائل روز دارد. بدیهی است که نظرات سازنده شما کاربران عزیز می تواند به بهترین وجه به غنای این مطالب یاری کند.در این مطلب «رفیق بیکلک» روایت مباحثه ای میان «امیر قلعه نویی» با «عادل فردوسی پور» را برعهده گرفته است. ***************************** آورده اند که درخت عداوت میان مولانا عادل فردوسی پور و امیر خان قلعه نویی آنچنان ریشه در زمین دوانیده بود که همگان بر وخامت عاقبت کار ایشان گواهی می بدادند و امیدی به صلاح کار نمی دیدند. ![]() به طوری که چون مولانا قلعه نویی پس از بازی استقلال با نفت آبادان به دلیل افت فشار و استرس بیش از حد مدتی در بیمارستان بستری شد مولانا فردوسی پور به نشان زخم زبان!! این ابیات برایش به هدیت فرستاد که: خوشست با غم هجران تو عادل که هر چه رنج به جانت رسد، نوشت باد!!! پس مولانا قلعه نویی نیز این ابیات در پشت کفش ورزشی اش نوشت او را فرستاد که: برو به کار خود ای عادل این چه فریاد است؟! مرا فتاد، فشار خون، تو را چه افتاده است؟! اسیر عشق تو از هر دو عالم آزادست!!! یک از هزار حرف تو بر من چو صوت ِمازاد است!!! نقل است که در یکی از برنامه های 90 عادل ، امیر را بگفت: «آی قلعه نوعی!!! شما چرا پسرت را 8 دقیقه تو ترکیب استقلال گذاشتی؟! این پارتی بازیه دیگه! پارتی بازی نیست آی قلعه نوعی؟!!» پس همین که مولانا قلعه نوعی قصد پاسخ دادن نمود، عادل در میان سخنش پرید که :«صادق باش دیه آی قلعه نوعی؟! پارتی بازی بود دیگه؟! اگه نبوده بگید همه بدونن!!!» پس امیرخان او را بگفت: « اگر قراره خودت حرف بزنی، چرا به من تلفن کردی؟! اگه میخوای من حرف بزنم، پس ساکت باش!» سپس ادامت داد: « اگه به این جوانان بازی ندهم، پس به کی بازی بدم؟!! اگه پسر من بازی نکنه و به جاش بره قمار بازی کنه خوبه؟!!!! هان این خوبه؟!!!» پس جمله بینندگان برنامه گواهی بدادند که بازی فوتبال بهتر از قمار بازی است و مولانا قلعه نوعی را به خاطر این دور اندیشی تحسین ها بکردند!!! آورده اند که دشمنی این دو در حدی بالا گرفت که چون تیم سپاهان با مربیگری امیر خان قلعه نویی از لیگ قهرمانان آسیا حذف بشد، مولانا عادل در یکی از زمین های تهران فوتسال بازی می کرد و بر زیر توپ همی بزد، پس چون خبر حذف سپاهان به او دادند، به طریق شادی و دست افشانی بالا و پایین پریدن آغاز نمود!!! پس این نکته به گوش امیرخان قلعه نویی رساندند و او جملاتی غیر قابل ذکر، ذکر نمود تا حدی که جگرش حال آمد و قدری از آتش خشمش فرونشاند!!! پس مریدان خبرنگار او را گفتند: «چند کلامی هم به شیوه ای دیگر بفرمایید، که قابل چاپ باشد!!!» پس بگفت: «اهکی!!! نگویم تا حالتان بگیرم!!!» پس از شلوار ورزشی اش بیاویختند و گفتند تا ما را حکمتی نگویی، شلوارت رها نکنیم!!!» پس ایشان را بگفت: « فردوسی پور و دشمنانم بر من حسادت کنند!!! عادل چون ابزاری است که هم به جامعه و هم به فوتبال خیانت میکند!!! به خدا قسم اگر فوتبال ما 90 نداشته باشد، مثل کشتی از آسیا هم فراتر میرود!!!» پس این جملات بگفت و چراغ های ماشین الگانسش خاموش نمود، یعنی اینکه جواب چون اویی خاموشی است!!! نقل است که چون این سخن به گوش عادل خان فردوسی پور رسید با زیرکی و فراست تمام، لباس مبدلی بر قامت چون سروش پوشاند و خود به میان معرکه رساند و او را پرسید: «آی قلعه نوعی! قبول داری که لقب مربی سنتی برازنده توست و هنوز تیم هایت را به شیوه دهه 60 اداره می کنی؟!» پس مولانا قلعه نویی او را گفت: «اگر چه لحن سخن گفتنت مرا یاد عادل می اندازد، اما جوابت می دهم شاید هدایت بشی! خیلی از مربی ها هستن که علم گرا هستند و خود را علمی می نامند، اما این مربیان مدام به یک مربی سنتی می بازند!!! پس نتیجه آنکه هنوز سنت بهتر از علم جواب می دهد!!!» پس چون مولانا فردوسی پور عزم کرد که با سوالی دیگر او را دریبلی دو طرفه نماید، مولانا امیر به فراست مطلب بگرفت و فی الفور به یکی از مریدان اشارت کرد که : «علی!!!...» و سپس با علامت سر و گردن، غمزه ای مرید فریب ارائه داد و به شیوه بادی لنگوییچ او را چیزی بگفت!!! آورده اند که از آن روز به بعد دیگر کسی نشانی از مولانا فردوسی پور نیافت و پایان این دو دشمن خونی با حذف یکی، دیگری را، خاتمت یافت!!! خدایش رحمت کناد!!! رفیق بی کلک | |
| دید حامد کارگردانی را به خواب...کو همیگفتی که کو بازیگری چون ماهتاب؟ Posted: 24 May 2013 08:26 AM PDT مناظره الرجال«فردا»/مباحثهای میان حامد بهداد و مارلون براندو! دید حامد کارگردانی را به خواب...کو همیگفتی که کو بازیگری چون ماهتاب؟ پس از ساعتی که مولانا بهداد از خواب پریده بود، دید که پیر مردی سالخورده از آنجا می گذرد. دقیق که گشت دید یاالعجب مولانا براندو است. پس پرید و در دامنش آویخت که یا شیخ من تو را در خواستی دارم که تا اجابت نکنی دامنت رها نکنم! پس براندو فرمود: «بگو یا بهداد!» پس مولانا بهداد پرسید: «آقا من چند سال پیش رمز موفقیتم را عوض کردم، الان هرکاری میکنم یادم نمیاد!! متاسفانه ۳ بار اشتباه زدم بلاک شد! حال چه باید کنم؟» سرویس خواندنیهای «فردا»:«مناظره الرجال» بخش جدیدی از مطالب طنز «فردا» است که حال و هوایی مشابه با تذکره الرجال دارد. در این سری مطالب میان رجال مباحثاتی در می گیرد که به زبان طنز نیم نگاهی به مسائل روز دارد. بدیهی است که نظرات سازنده شما کاربران عزیز می تواند به بهترین وجه به غنای این مطالب یاری کند.در این مطلب «پ.خالتور» روایت مباحثه ای میان«حامد بهداد» و «مارلون براندو» را برعهده گرفته است. *************************************** ما به راهی می رفتیم که در زیر نهالی نو رسته، جوانی دل خسته دیدیم و گمانمان رفت که به سان آن مِعرِ! معروف و قول مشعوف که آورده اند: اگر دیدی جوانی بر درختی تکیه کرده بدان عاشق شده است و گریه کرده این نیز دلداده ای بی مایه است و بی مایه فطیر است و مشکلات ارزی کمر عشقش شکانده و کارش به اینجا کشانده. لیک نزدیکتر که رفتیم دیدیم ای دل غافل، این که هنربند گرامی و آن بازیگر نامی آ شیخ حامد بهداد – مد ضال العالی!!- است که قیلوله ای فراخ او را گرفته و در بند خواب گرفتار آمده است. پس نزدیک تر که شدیم ناگاه از خواب پرید و فرمود: دید حامد کارگردانی را به خواب کو همیگفتی: «که کو بازیگری چون ماهتاب؟» یک کمی اطفار او شیرین بود چون براندو او شهیر تا چین بود تا که این بشنیدمی، گفتم که هین آن منم بستای زانو بر زمین ![]() این به گفت و سخن که به اینجا رسید، ناگاه سرشک از دیدگانش روان شد و ذهن ما از بر دانستن ادامت داستان دوان شد. پس کاشف به عمل آمد که مولایش مارلون براندو او را به خواب آمده که چه کسی این گستاخی کرده و نام خود به نام او چسبانده؟! پس مولانا بهداد با خشوع فراوان و خضوع بی کران فرموده بود: تو کجایی تا شوم من چاکرت! چارقت دوزم کنم شانه سرت! شب به تا روزم با یادت خوشم جامهات شویم شپشهایت کشم ای فدای تو همه پُزهای!! من! ای بیادت هی هی و هیهای من! پس مولانا براندو او را گفت: تو چه کردی که یارای این گستاخی یافتی که نام خود در کنار نام من نهی!بهدادنا عرض کرد: «همه کار! یکی آنکه صدای دوبلر شما مولانا جلیلوند تقلید بکردم!! ثانیاً اطوار شما در سینما توگراف نعل به نعل تقلید نمودم!!» پس مولانا براندو فرمود: «خوب! بازگوی که چند بار ازدواج بکردی؟» فرمود: «هیچ!» پس براندو فرمود: «زکی!» یعنی: «آنکه ما آنقدر ازدواج کردیم که شمار آن از دست داده ایم!! حال تو رو به روی ما ادعا کنی که نکته ها مو به مو عمل کرده ای، در حالیکه ازدواج هیچ نکرده ای؟» بهداد عرض داشت که: «ما ازدواج نکنم مگر با عشق!» براندو فرمود: «عشق عینک سبزی است که کاه را یونجه نشان همی دهد!!» پس بهداد گفت: «جز عشق، من مشکل اقتصادی نیز دارم و این تعویق ازدواج به این خاطر هم هست!» باری به اینجای خواب که رسید، دید که وزیر ورزش و جوانان مولانا عباسی، گریبان خود دریده و با فریاد این سخن می گوید که: «رابطه معناداری میان مسائل اقتصادی و افزایش سن ازدواج وجود ندارد!!» این سخن که شنید از خواب پرید و گفتمان بهدادنا با مولانا براندو نیمه تمام رها گشت. پس از ساعتی که مولانا بهداد از خواب پریده بود، دید که پیر مردی سالخورده از آنجا می گذرد. دقیق که گشت دید یاالعجب مولانا براندو است. پس پرید و در دامنش آویخت که یا شیخ من تو را در خواستی دارم که تا اجابت نکنی دامنت رها نکنم! پس براندو فرمود: «بگو یا بهداد!» پس مولانا بهداد پرسید: «آقا من چند سال پیش رمز موفقیتم را عوض کردم، الان هرکاری میکنم یادم نمیاد!! متاسفانه ۳ بار اشتباه زدم بلاک شد! حال چه باید کنم؟» پس مولانا براندو گفت: «چه کرده ای که اثر همی نداشته است؟» مولانا بهداد فرمود: «ما در مراسم درگذشت مولانا سمندریان، هی با افعال غریبه و کردار عجیبه، خواستیم که خود در نظر آوریم لیک چون قدیم اثر همی نکرد! یا در مراسم جمع آوری کمک های مردمی برای زلزله زدگان خود را به طریق خارق العاده دیگران که برای ما بسی عادی است عرضه داشتیم باز کارگر نیوفتاد!! دیگر باید چه کنیم؟!» پس مولانا براندو فرمود: «از فنون نوین هنرهای نمایش بهره ببر که تکنیک های کلاسیک سینما دیگر کارگر نیست!! تکنیک هایی چون: رفتم پشته بوم قالیچه تکوندم قالی گرد نداشت خودمو نموندم!!» مولانا بهداد تا این شنید به فراست و کیاست مولانا براندو پی برد و دانست که بزرگی او در سینما توغیراف بی علت نیست!! پس عرض کرد: «گاد فادرا!! نصیحتی کن تا در کار هنری چون تو درجه رفیع یابم و در نظر کوچک و بزرگ آیم!!» پس بی درنگ فرمود: مرگ را دانم ولی تا کوی دوست راه اگر نزدیک تر داری بگوی!!!» پس مولانا بهداد تا این شنید از خوشی هم صحبتی با مولانا براندو جان بان آفرین تسلیم کرد و دیار فانی را به مقصد نام باقی ترک گفت!!! قطب الطنازین پ. خالتور | |
| آن والده مرحوم هوگو چاوزِ شهید!... آن زنی که نزدیکتر از او به رئیس کابینه کس ندید!! Posted: 24 May 2013 08:19 AM PDT تذکره النساء ویژه! «فردا» آن والده مرحوم هوگو چاوزِ شهید!... آن زنی که نزدیکتر از او به رئیس کابینه کس ندید!! مادر با چشمان گریان به طریقی نالان فرزند را در خواب گفت: «یا هوگو! آیا این راست است که دوست و برادرت شیخ الرییس کابینه ایران زمین فرموده است که با تنها بازمانده پاکان و حضرت مسیح باز خواهی گشت؟» پس مولانا حیران و متعجب گشت و فرمود: «صحت این ماجرا همی ندانم، لیک مولانا شیخ الرئیس دوستانی دارد که هم نامه نانوشته خوانند و هم قصه نا نموده دانند!! سرویس خواندنی های «فردا»: به علت کثرت تقاضاهای کاربران محترم اعم از رجال و نساء و نویسندگان بخش طنز «فردا»برای اینکه ثابت کنند بسیار متهور و کله شق هستند!! تصمیم به خرق عادتی بزرگ گرفتند و پای در میدان پر خطر شرحال نویسی برای مادر چاوز گذاشتند.حاصل این کله شقی از نظرتان می گذرد! ****************************** آن مادر شهید همیشه زنده!! آن طالب بخشش از خداوند آمرزنده! آن والدة مرحوم هوگو چاوزِ شهید! آن زنی که نزدیکتر از او به رئیس کابینه کس ندید!! آن عزیز بری از خطا، آن مام پنجاه و سومین رئیس جمهورونزوئلا! آن مادر انسانی عمیقاً موحد و مؤمن و پایبند به ارزشهای آسمانی!!، آن مادر سیاستمداری با نظرهای سوسیال دموکراتیک ادیانی!!!، آن مخالف امریکای متجاوز، خانم النا فریزا دو چاوز ! ![]() آورده اند که در شب هفتم آن عالم بزرگوار و مبارز با استبداد و استعمار، مغفور جنت مکان خلد آشیان، مولانا مرحوم مغفور هوگوخان چاوز ونزوئلایی- رحمه الله-، والده گرامیشان از شهید زنده، فخر دنیا و الدین مولانا شیخ نیکلاس مادورو که آمریکای لاتین را یک تنه می برد به جلو! درخواست کرد که نامه اکابر و بزرگان را که در سوگ فرزندش مرقوم کرده بودند، بخوانند، تا جمله عوام را حض سمعی برند و باعث آرامش روح آن شهید راه خدمت به ملت ونزوئلا گردد!! پس شهید زنده مولانا شیخ نیکلاس مادورو!! یک به یک نامه ها خواندن گرفت تا به نامه مولانا احمدی نژاد رسید که مرقوم کرده بود: «تردید ندارم که او بازخواهد گشت و به همراه همه صالحان و حضرت مسیح(ع) و تنها باقیمانده از نسل پاکان، انسان کامل، خواهد آمد و جامعه بشری را در استقرار صلح و عدالت کامل و مهربانی و کمال یاری خواهد کرد.» پس برخی از مریدان آن شهید تازه درگذشته! که هیچ با مبانی رفیع دینی آشنا نبودند، فریاد برآوردند که: هیچ جا نمی ریم همین جا هستیم ...ما منتظر هوگو چاوز هستیم که ماموران انقلابی جمله ایشان را در آن شهر شهید پرور متفرق همی کردند! گفتنی است که اهل بیت آن مرحوم، مخارج شب چهلم را صرف امور خیریه کرده اند!!! الله اعلم!!! پس چون مولانا احمدی نژاد با هیات همراه همی رفتند که مادر چاوز تسلی دهند، در آن حال سرشک از چشمان مولانا احمدی نژاد جاری بشد و مادر ایشان دلداری همی داد که: «هر چه عمر هوگو بود، بقای عمر شما باشد!!!» و این شعر مناسب حال سرود: چون که گل رفت و گلستان درگذشت بوی گل را از که جوییم؟!! از مامان!! پس مادر مرحوم چاوز مولانا احمدی نژاد را فرمود: «یا شیخ! تو هم چون پسر من مانی و به حقیقت بوی او همی دهی!» پس مولانا احمدی نژاد فرمود: «یا بانو! دور از جانی نثار فرمایید، بر چون مایی، که خدای آن روز نیاورد!!» پس مادر مولانا چاوز تا این سخن بشنید: «به دامن مولانا احمدی نژاد پرید، که مرا عفو فرما!!» و مولانا احمدی نژاد گریان از پیش او به کناری آمد. لیک مریدان را معلوم نشد که این اشک از فقدان چاوز رحمه الله نثار فرموده، یا زبان تند مادر ایشان!! الله اعلم!!! پس مولاتنا النا فریزا دو چاوز، برای آنکه از دل هیأت ایرانی این موضوع به کلی در آورد، یکی از مریدان را فرمود: «شنیده ایم که در دیار شما این پسته –انزلناه مقامه- مقامی رفیع یافته است!!! بیایید ما خرواری پسته به شما به نیم قیمت عرضه کنیم!!» پس مرید عرض نمود: «یا بانو!!! سبب این گشاده دستی چیست؟» پس فرمود: «ای جوان! من که دندان درست و حسابی در دهان ندارم! لاجرم فقط مختصری این پسته ها مکیده ام!! این خروار پسته با خود ببر، که قلّت قیمتش از بر پاک کردن کدورت هاست!!!» به این حد زنی مهربان و مردم دار بود!!! آورده اند که همان شب مولانا چاوز به خواب مهربان مادر آمد. پس چون مادر روی فرزند خود بدید گفت: «هوگوی عزیزم! چرا اینقدر زود ما را تنها گذاشتی و رفتی؟!» پس مرحومنا چاوز فرمود: «مادر جان! میخواستم تا در اوج هستم، از دنیا خداحافظی کنم!!!» پس مادر با چشمان گریان به طریقی نالان فرزند را در خواب گفت: «یا هوگو! آیا این راست است که دوست و برادرت شیخ الرییس کابینه ایران زمین فرموده است که با تنها بازمانده پاکان و حضرت مسیح باز خواهی گشت؟» پس مولانا حیران و متعجب گشت و فرمود: «صحت این ماجرا همی ندانم، لیک مولانا شیخ الرئیس دوستانی دارد که هم نامة نانوشته خوانند و هم قصه نا نموده دانند!! شاید که دوستان ایشان از آن دیار اخباری مگوی به گوش ایشان رسانده اند!! خدای داند و بس!!» پ خالتور | |
| زورگیران سابقهدار را شناسایی کنید/ عکس Posted: 24 May 2013 08:13 AM PDT زورگیران سابقهدار را شناسایی کنید/ عکس 2 زورگیر سابقهدار مناطق جنوب شرقی تهران که با استفاده از سلاح سرد از عابران زورگیری میکردند، دستگیر شدند. فارس: در روز 21 اردیبهشت سال جاری مأموران کلانتری 173 امین آباد، در حین گشت زنی در جاده فیروز آباد ـ جاده نظامی به سرنشین یک دستگاه هوندا 125 مشکی رنگ مظنون شدند؛ سرنشین موتورسیکلت به محض مشاهده مأموران و با وجود دستور ایست پلیس اقدام به فرار کرده و نهایتاً در یک تعقیب و گریز دستگیر و در بازرسی از وی یک قبضه قمه کشف شد. با توجه به اعتراف متهم به زورگیری از رهگذران، پرونده مقدماتی با موضوع زورگیری و به دستور رئیس شعبه 103 دادگاه کهریزک، متهم جهت تحقیقات تخصصی در اختیار اداره دهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. با آغاز رسیدگی در پایگاه نهم پلیس آگاهی، متهم مهدی 24 ساله در اعترافاتش عنوان داشت که بیش از هشت سال است که به مصرف موادمخدر بهویژه شیشه اعتیاد داشته و به همراه یکی از دوستانش به نام بهمن که او نیز به مصرف شیشه اعتیاد پیدا کرده، اقدام به زورگیری از رهگذران با استفاده از سلاح سرد در مناطق فیروز آباد، قلعه نو، جاده ورامین و قوچ حصار کرده و پول بدست آمده از سرقت ها را نیز صرف تهیه مواد میکند. با توجه به اعتراف مهدی و معرفی همدست خود، بهمن نیز در مخفیگاهش در شهرری ـ خیابان نظامی دستگیر و پس از انتقال به پایگاه نهم پلیس آگاهی و مواجهه حضوری با مهدی، به ناچار لب به اعتراف گشوده و به زورگیری با سلاح سرد و با استفاده از هوندا 125 مشکی رنگ اعتراف کرد. ![]() سرهنگ کارآگاه آریا مرتضی رستمی، رئیس پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ، با اعلام این خبر گفت: تحقیقات از متهمان در مراحل مقدماتی قرار داشته و با اعترافات صریح متهمان به زورگیری از رهگذران و به منظور شناسایی مالباختگان و شکات، دستور انتشار تصاویر متهمان از سوی مقام قضایی صادر شده است. لذا از تمامی شکات و مالباختگان احتمالی دعوت میشود تا در صورت شناسایی متهمان، جهت طرح و پیگیری شکایات خود به پایگاه نهم پلیس آگاهی تهران بزرگ واقع در شهرری ـ خیابان آستانه مراجعه کنند. | |
| روزهاي پاياني پروژه طبقاتی بزرگراه صدر Posted: 24 May 2013 08:10 AM PDT روزهاي پاياني پروژه طبقاتی بزرگراه صدر ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() | |
| Posted: 24 May 2013 08:04 AM PDT ![]() ![]() ![]() ![]() | |
| آن پیر دختر باهوش... آن که همکار بود با هر دو تا بوش!! Posted: 24 May 2013 08:03 AM PDT تذکره النساء«فردا» آن پیر دختر باهوش... آن که همکار بود با هر دو تا بوش!! آورده اند که روزی مریدان او را گفتند: «در طول زندگی کدامین مسئله دیدی که از حل آن عاجز بودی؟» فرمود: «مرا حیرت از آن است که چرا این پشه ها برای نیش زدن ما پانزده طبقه به خود زحمت می دهند و این همه بالا می آیند؟! حال آن که همان طبقه اول هم افرادی زندگی می کنند که پشه ها می توانند آنها را نیش زنند؟!!» پس جمله مریدان باشنیدن این مسئلت به شیخ حق دادند و به هوش او تبارک الله اسود المخلوقین گفتند و انگشت حیرت گزیدن گرفتند!! سرویس خواندنی های «فردا»: به علت کثرت تقاضاهای نسوان محترم برای نواخته شدن به تازیانه نقد و هم چنین اعتراض به مردانه شدن طنازیهای سایت فردا! نویسندگان ستون تذکره الرجال تصمیم به خرق عادتی بزرگ گرفتند و پای در میدان پر خطر نقد نسوان گذاشتند. در این مطلب «پ.خالتور» به سراغ«کاندولیزا رایس» رفته است. ************************ آن که با اسرائیلی ها می کرد هم پیالگی، آن گرفته مدرک کارشناسی خود را در سن ۱۹ سالگی، آن پیر دختر با هوش، آن که همکار بود با هر دو تا بوش، آن که می زد حرف های اضافی، آن معشوقه معمر قذافی، آن دانشجوی سابق پدرمادلین آلبرایت، آن که در مسایل خاور میانه نمی شناخت دست لِفتش را از رایت، آنمشاور سابق امنیت ملی یو اس آ، آن شصت و ششمین وزیر امورخارجه ایالات متحده آمریکا، آن نخستین زن سیاهپوست وزیر امورخارجه ایالات متحده، آن که قذافی او را می گفت: ای دم بریده!! آن استادعلوم سیاسی دانشگاه استنفورد، آن که چون نپذیرفت جبّه وزارت جان کری آن را در ربود!!،آن مشاور روابط با شوروی و اروپای شرقی در انحلال اتحاد جماهیر شوروی و اتحاد آلمان، آن که از شرق اروپا به غرب امریکا بود در حال طیران!! آن دارای دکتری علوم سیاسی، آن آخر مذاکره و دیفلماسی، آن که سخنانش یخ بود چون آیس!! مولاتنای اونوری ها کاندا لیزا رایس! زاده چهارده نوامبر هزار و نهصد و پنجاه و چهار بود و از نوجوانی بسیار پر کار بود و وجهه امریکا در زمان او تیره و تار بود!! و از دیفلماسی های ناکار آمد او سرِ کلی عراقی و افغانی بالای دار بود و از حامیان زنده باد بهار بود!! آورده اند که چون از مادر بزاد جای گریه وعظ نمود و سیاست خارجه و روابط بین الملل تحلیل و تدریس کرد چنانکه جمله مریدان از سخنش در شگفت شدند!! و چون به جوانی رسیدروزى مریدان از او پرسيدند: «سبب زیادی مدت وزارت تو چيست كه چندين كابينه آمدهاند و رفتهاند و تو همچنانى كه هستى؟! و همچنان چشم فرزیدنت ها به سوی توست و مولایت اوباما، هنوز خواستی که تو را بر راس وزارت امور خارجه گذارد؟» گفت: «از مدت وزارت امور خارجه، ما را آن به حساب آرند كه در داخل گذشته است! بنگر تا چه سهم از وزارتم در وطن سپرى گشته است! پس خواهند که ما را به کار گیرتد تا حقوقی که ما را داده اند حلال گردد!! آورده اند که روزی مریدان او را گفتند: «در طول زندگی کدامین مسئله دیدی که از حل آن عاجز بودی؟» فرمود: «مرا حیرت از آن است که چرا این پشه ها برای نیش زدن ما پانزده طبقه به خود زحمت می دهند و این همه بالا می آیند؟! حال آن که همان طبقه اول هم افرادی زندگی می کنند که پشه ها می توانند آنها را نیش زنند؟!!» پس جمله مریدان باشنیدن این مسئلت به شیخ حق دادند و به هوش او تبارک الله اسود المخلوقین گفتند و انگشت حیرت گزیدن گرفتند!! آورده اند که باری در جایی مجلس کرده بود و مریدان را علم سیاست مدن خارجه همی آموخت که یکی از مریدان دست بالا کرد از بر پرسش و گفت: «مسئلتن!» مولاتنا فرمود: «نگویم!!» پس مرید حیران گشت که شما که ندانید من چه خواهم پرسید!» فرمود: «دانم! لیک نگویم!» باز مرید اصرار نمود. فرمود: «خواهی پرسی که چگونه ما از تدریس در دانشگاه به مقام وزارت امور خارجه ینگه دنیا رسیدیم و این مرتبت یافتیم؟» گفت: «آری لیک شما از کجا فهمیدید؟!» فرمود: «نگویم!» پس جمله مریدان اسرا همی کردند که تا نگویی دامنت رها نسازیم. پس گفت: «این از اسرار مگوست و گفتن ندارد لیک ما می گوییم!! راستش دیشب قذافی که از دلدلدگان ماست به خوابمان آمد و این سرّ با ما در میان گذاشت! که فردا مریدی از تو چنین خواهد پرسید! و تو جوابش مگو که باعث خنده مریدان گردی!» سخن که بدین جا رسید جمله مریدان، قول دادند که گر سرّ این حکمت به آنان آموزش دهد، هیچ یک لبخندی نیز بر لب راه ندهد!! پس فرمود: «این منصب از آن مناصب است که به افراد ناپخته و خام ندهند!! و باید که به قول آن شاعر ایرانی: خام بدم، پخته شدم سوختم تا هنر وزیری آموختم!! و در باب ما همين رفت و این سیه چردگی از این روی است!! پس مریدان نیمی از حال برفتند و نیم دیگر یک صدا خواندند که: لاف عشق و گله از یار زهی لاف دروغ علم آموزان چنین مستحق هجرانند مگرم روی سیاه تو بیاموزد کار ور نه فرزینی و مستی همه کس نتوانند پ. خالتور | |
| Posted: 24 May 2013 07:49 AM PDT زلزله اي به بزرگي 4.8 ريشتر اشكنان در استان فارس را لرزاند. مهر: اين زلزله مقارن ساعت سه و 14 دقيقه بامداد جمعه رخ داد. عمق اين زلزله در فاصله 28 كيلومتري زمين و محدوده آن نيز 15 كيلومتري اشكنان بوده است. گزارش از خسارات اين زلزله اعلام نشده است. | |
| دومین سرقت جواهرات در جشنواره کن Posted: 24 May 2013 07:45 AM PDT دومین سرقت جواهرات در جشنواره کن طی سرقتهای انجام شده در این دوره از جشنواره فیلم کن، شب گذشته(2 خرداد)، یک قطعه گردنبند هم از یک هتل محل اقامت مهمانان به سرقت رفت. ایسنا: به دنبال رخدادهای بحثبرانگیزی که در جشنواره کن امسال رخ داده، دومین سرقت جواهرات هم شب گذشته دنبالکنندگان این رویداد بزرگ سینمایی را شگفتزده کرد. شب گذشته اعلام شد که قطعه گردنبند سرقتی حدود یک میلیون و 900 هزار یورو ارزش داشته و در یکی از اتاقهای هتل در هتل «ادن راک» نگهداری میشده است. این اتفاق در حالی رخ داد که علاوه بر پلیس، 80 نیروی ویژه نیز مسئولیت محافظت از این میهمانی بر عهده داشتند. جمعه هفته پیش یک گاوصندوق حاوی تعداد زیادی جواهر متعلق به میهمانان جشنواره کن به ارزش یک میلیون و 340 میلیون دلار، خالی شد. به گزارش آستریلین، پیش از این نیز یک فرد مسلح با شلیک دو تیر هوایی و تهدید مردم به پرتاب نارنجک تقلبی خود تمام حضار در مراسم این فستیوال را وحشتزده کرد. | |
| آن داراي لیسانس از دانشگاه بهشتی تهران... آن كه تحسين شد در فيلم مهمان مامان!! Posted: 24 May 2013 07:39 AM PDT تذکره النساء«فردا» آن داراي لیسانس از دانشگاه بهشتی تهران... آن كه تحسين شد در فيلم مهمان مامان!! بانو آدينه شاگردان بسياري تربيت كرده بود و وقت و بي وقت ايشان را حكمت ها بياموخته بود. از جمله اينكه ايشان را پيوسته همي گفت: « شما را نصيحت كنم كه هیچوقت به انتخابهای همسرتان نخندید!» پس او را بگفتند:« يا بانو از چه روي؟! اين كار كه بسي حال همي دهد؟!!!» پس ايشان را بگفت: «زيرا شما هم یکی از آن انتخاب ها هستيد!» سرویس خواندنی های «فردا»: به علت کثرت تقاضاهای نسوان محترم برای نواخته شدن به تازیانه نقد و هم چنین اعتراض به مردانه شدن طنازیهای سایت فردا! نویسندگان ستون تذکره الرجال تصمیم به خرق عادتی بزرگ گرفتند و پای در میدان پر خطر نقد نسوان گذاشتند. در این مطلب «رفیق بی کلک» به سراغ«گلاب آدینه» رفته است. ************************** آن برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش مکمل زن، آن كه همسرش را استاد خطاب مي كرد و بازيگري همه فن! آن داراي لیسانس اقتصاد سیاسی از دانشگاه ![]() شهید بهشتی تهران، آن كه تحسين شد بازي اش در فيلم مهمان مامان!! آن كه آغاز كرد فعاليت هنري اش را با گروه تئاتر دانشجويي «پياده»، آن كه خود را زني سنتي مي دانست و بي شيله پيله و ساده! آن كه منشي صحنه بود و بازي گردان و كارگردان، آن بازيگر آرامش در ميان مردگان و عروس افغان! آن اكتور زندان زنان و زير پوست شهر و چوپانان كوير، آن كه بر خلاف خيلي بي حاشيه بود و سربه زير! آن كه مشهور شده بود با بازي در سريال سلطان و شبان، بانو گلاب مستعان، مشهور به بانو گلاب آدينه!! نقل است كه چون از مادر بزاد هيچ شير نخورد و پيوسته اشك همي ريخت و اين بيت مكرر همي زمزمه مي بكرد كه: «مرا آخر بده بابا گلابي كه خوشتر زين نبد ما را شرابي!!» پس اينگونه بود كه وعده اي گلابش بدادند و وعده اي شير، تا اينكه گريه اش به كلي قطع بشد و ديگر لحظه اي لبخند از لبانش نيفتاد! الله اعلم! از مراسم خواستگاري بانو آدينه با مولانا هاشمي نقل است كه پس از مدتي همكاري در صحنه تاتر بر طريق بدعت بانو گلاب، از مولانا هاشمي خواستگاري بكرد و او نيز در جواب بله اي جانانه بگفت!!! به طوري كه بانو گلاب از شدت شوق به طريق بداهت اين شعر بخواند كه : گشته ام در تاتر و آخر كار همسري بر گزيده ام كه مپرس! من به گوش خود از دهانش دوش بله اي را شنیدهام که مپرس! نقل است كه بانو آدينه شاگردان بسياري تربيت كرده بود و وقت و بي وقت ايشان را حكمت ها بياموخته بود. از جمله اينكه ايشان را پيوسته همي گفت: « شما را نصيحت كنم كه هیچوقت به انتخابهای همسرتان نخندید!» پس او را بگفتند:« يا بانو از چه روي؟! اين كار كه بسي حال همي دهد؟!!!» پس ايشان را بگفت: «زيرا شما هم یکی از آن انتخاب ها هستيد!» پس اين سخن سخت در جان مريدان كارگر افتاد!!! نقل است كه روزي مولانا مهدي هاشمي به خانه درآمد و سلطان بانويش را گفت : «من يكي از دوستانم را به جهت صرف شام به كلبه مان دعوت بكرده ام!» پس بانو گلاب اخمي بكرد و او را گفت: «از چه روي بدون هماهنگي چنين كردي؟! در حالي كه جملگي پس از آمدن از سر صحنه فيلم برداري خسته ايم و ظرف هاي ديروزمان را همچنان نشسته ايم و يخچالمان چون كف دست شسته ايم؟!!!» پس مولانا هاشمي او را لبخندي نثار كرد و برگفت: « اين ها همه دانم و به عينه همي بينم، ليك اشكالي عمده در آن نبينم!!!» پس بانو گلاب او را گفت: «چون داني و دعوت نمايي خطاست! – جوابم بگو هاشمي رك و راست!» پس مولانا هاشمي با لحني مهربان پاسخ داد: « آخر آن رفيق ما قصد نو كردن لباس كرده و عزم، جزم ورود به وادي ازدواج بكرده!!! پس خواستم اوضاع را ببيند، سپس با چشماني باز برنامه زندگي آينده اش بچيند!!!» نقل است كه روزي يكي از مريدان در كنجي خميده و از دنيا رميده بديد، كه بر طريق دپرسيون، آه همي كشيد. پس او را بگفت: « تو را چه شده كه اين گونه اي؟!» پس سر بلند كرد و بگفت: «يا بانو من قصد ادامه تحصيل دارم و خواهم كه فوق ليسانسم را بگيرم، اما ترديد و دودلي، درباره آينده شغلي لحظه اي مرا رها نكند!!!» پس مولانا آدينه او را فرمود: «كدام ترديد؟!» عرض كرد: «ترديد در اين باب، كه پس از گرفتن مدرك فوق ليسانس، مغازه آب هويجي باز كنم يا فلافلي؟!» پس بانو گلاب او را بگفت: «هر دو آنها را درآمد بسيار است!! ليك تو را علاقت به كدام سمت است؟!» پس مريد بگفت: «هويج!» و مولانا او را به اين كار تشويق ها بكرد و در باب خاصيت هويج سخن ها براند و او را از سردرگمي برهاند!! تا اين حد بر مريدان و شاگردان تاثير گذار بود!!! رفيق بي كلك | |
| آن آكتور سریال سرزمین کهن..آنکه يك پايش در ايران بود،يك پايش در لندن! Posted: 24 May 2013 07:32 AM PDT تذکره النساء «فردا» آن آكتور سریال سرزمین کهن..آنکه يك پايش در ايران بود،يك پايش در لندن! نقل است او را کرامات بسیار نقل است. یکی آنکه هر جای می رفت خصلت آن جای می گیرفت و پوشش خود به تناسب می گرداند. چنین بود که مریدانش او را در هر کارناوال وجشنواره ایبه شیوه ای می دیدند و زبان از بر حیرانی می چرخاندند.... روزي او را پرسيدند: «چه مرزي بين غرور و اعتماد به نفس وجود دارد؟!» پس نيكي پاسخ داد:«اين دو از خصلتهاي پسندیدهي انساني است!» از همين روي بود كه خود به زيور اين دو كمال آراسته بود! دستش درد نكناد! سرویس خواندنی های «فردا»: به علت کثرت تقاضاهای نسوان محترم برای نواخته شدن به تازیانه نقد و هم چنین اعتراض به مردانه شدن طنازیهای سایت فردا! نویسندگان ستون تذکره الرجال تصمیم به خرق عادتی بزرگ گرفتند و پای در میدان پر خطر نقد نسوان گذاشتند. در این مطلب «رفیق بی کلک» به سراغ«نیکی کریمی» رفته است. ******************************************* آن نماينده ايران در شصتمين جشنواره كن، آن علاقه مند به گفتن ذكر من! آن سرمایهگذار و نویسنده و كارگردان، آن بليت فروشِ فيلم فخيمه سوت پايان! آن داور جشنواره فیلم یونان،آن هنرمند همه فن حريف و همه چي دان! آن بازيگر فيلم جهان پهلوان، آن منتقدِ منتقدان! آن آكتور سریال سرزمین کهن، آنکه يك پايش در ايران بود و يك پايش در لندن!آن مدافع حقوق زنان، آن بازيگر فيلم نيمه پنهان، آن عباس كيارستمي را دستيار، آن بانوي پرحرفِ كم كار! آن مترجم كتاب اشعار زنانِ چيني، بانو نيكيِ كريمي! ![]() نام يكي از فيلمهايش همبازي بود و از اكثر كارهايش جز سه تا راضي بود و در جشنواره هاي خارجي قاضي بود و تا حد زيادي از خود راضي بود! شيخنا به زن بودن خود مي نازيد، از همين روي بود كه از فيلم هايي چون دوزن، سه زن ، هزاران زن مثل من، زنها فرشته اند، سارا، پري، عروس، دو خواهر، دختران انتظار و شام عروسي و شروع كرده بود و اين آخريها كارش به وسوسه و تله تئاتر«خرده جنایتهای زن و شوهری»رسيده بود! نقل است عارفي دنيا ديده و گليم خود از چشمهي معرفت بيرون كشيده، كه همه اسرارمگوي هويدا مي كرد، درباب فيلمهاي بعدي او گفته بود: «اعوذباالله من شر الحوادث السوء!» از كودكي وی اطلاعات چنداني در دست نيست؛ وقتي از او در اين باره مي پرسيدند پاسخ ميداد: «من معمولاً به اين پرسشها پاسخي نمي دهم!» برخی گویند این چنین پاسخ همی دهد تا سن او نمایان نشود و او از پیشنهادهای همکاری دور نماند از بر کثرت سن و سال!! باری ما چه می دانیم - الله اعلم - پدرش مدال قهرمانی بوکس آسیا داشت، لیک رشتهي خودش تنیس بود، و عاشق فوتبال!! بانو ميگفت: «نظر مردم براي من مهم است!» اما وقتي مريدي از او پرسيد: «يا نيكي! چه گويي در باب اين سخن كه برخي گويند عمر بازيگري شما به انتهاي خود نزديك شدهاست؟!» پس مولاتنا پاسخ داد: «من فقط به نظر بزرگان سينمااحترام ميگذارم!» پس في الفور شعري از چشمه خشكيده طبعش بيرون جست و دكلمه وار ندا سرداد: نيكيا! زنیکی نام نميرد هرگز مرده آن است كه نامش به نكويي نبرد! روزي او را پرسيدند: «چه مرزي بين غرور و اعتماد به نفس وجود دارد؟!» پس نيكي پاسخ داد:«اين دو از خصلتهاي پسندیدهي انساني است!» از همين روي بود كه خود به زيور اين دو كمال آراسته بود! دستش درد نكناد! گويند مولاتنا نيكي علاقهي عجيبي به نگاه كردن به در و ديوار داشت، از اين روي بود كه در برنامهي هفت و درست در هنگامي كه آن عاشق فیلم های قاطی پاطی!! مولانا مسعود فراستي، فيلم او را از تير نقد خود بي نصيب نگذاشته بود، مولاتنا به در و ديوار مينگريست و صبورانه و بزرگوارانه انتقادات او را ناديده ميگرفت! پس در اين حال عجب مجری او را پرسيد: «يا شيخ! شما با نظاره به در و ديوار چه ميجوييد؟!» فرمود: «به دنبال كليد لامپ استوديو ميگردم!» پس شگفتي مجری دو صد چندان شد و حكمت اين كرامت جويا شد! مولانا كريمي پاسخ داد: «ميخواهم نور صحنه را قطع كنم كه جواب منتقدان خاموشي است!» نقل است او را کرامات بسیار نقل است. یکی آنکه هر جای می رفت خصلت آن جای می گیرفت و پوشش خود به تناسب می گرداند. چنین بود که مریدانش او را در هر کارناوال وجشنواره ایبه شیوه ای می دیدند و زبان از بر حیرانی می چرخاندند. نقل است كه او پس از تجربه هاي موفق در بازيگري، كارگرداني، فيلمنامه نويسي، عكاسي، دستيار كارگرداني، مترجمي و . . . به فكر كشيدن نقاشي افتاد! پس اين تصميم را با حكيمي در ميان نهاد و گفت: «عزم دارم كه بدهم خانه ام را رنگ كنند، تا بعد از آن بر روي ديوارها نقاشي كنم!» پس آن حكيم لبخندي زد و گفت: « بهتر است كه اول نقاشي هايت را بكشي، سپس خانه را به دست رنگ كاران بسپاري!» آينده بين مردي كه آن حكيم بود! ام الطّنازین، رفيقِ بي كلك |
| You are subscribed to email updates from انجمن علمی پردیس کوروش کبیر To stop receiving these emails, you may unsubscribe now. | Email delivery powered by Google |
| Google Inc., 20 West Kinzie, Chicago IL USA 60610 | |


























































































